- رهبر انقلاب:
متاسفانه اين سخنراني تاريخي در بسياري از نرم افزارها و سايتها و مجموعه هاي ارائه شده از سخنراني هاي مقام معظم رهبري به دليل ملاحظات بي منطق سانسور شده است!
- قاضیالقضات دههی چهارم
آنطور که مشخص است، آیت الله محمد صادق اردشیر لاریجانی، شخصیتی است که برای تصدی مقام ریاست قوهی قضائیه برای 5 سال آینده انتخاب شده است...
- فیاض: وزير علوم، بايد متخصص علوم انساني باشد
- رحیمپور: جریانی از حدود 20 سال پیش با تفكرات سكولاری در كشور شكل گرفت

- گری سیک: تا سپاه و بسيج را از ميدان خارج نكنيد، نتيجه نميگيريد
- کوثری: كروبي گفت موسوي نگذاشت كرباسچي به شوراي نگهبان برود
آقاي هاشمي در ابتداي اين ديدار پس از اظهار لطف به مقام معظم رهبري، گفتند كه من قصد داشتم بيانيهاي در اين خصوص صادر كنم اما كسي نيستم كه زير فشار اقدام به صدور بيانيه كنم. منظور ايشان از اعمال فشار دستگيري دخترشان در اغتشاشات بود.
- انتشار عكس دروغين از دخالت حزب الله لبنان در مهار اغتشاشات اخير+عكس
طنز تاریخ را ببینید که ژانوس ایرانی در عمل مسبّب عجیب و غریب ترین شکاف و دودستگی اجتماعی 30 سال اخیر کشور شد. شکافی که مشابه آن را فقط می توان در فضای اسفند 59 تا تیر 60 ردیابی کرد.
- برای دانلود: بررسی قانون بنفورد در نتایج آرای انتخابات (تهیه شده توسط 3 نفر از اساتید دانشگاه)
- سیر فعالیتهای انتخاباتی محسن رضایی و حامیانش
- یک بام و دو هوای پیامبر!!
رهبرمحترم کشور!
قبول بفرمائید که یک بام و دو هوا نمی شود!
- نماز جمعه این هفته...
- بررسی وقایع اخیر چین در جلسه دانشجویان با سفیر ایران در این کشور
سفیر ایران در چین بعد از ذکر تلاش های رسمی و غیررسمی نظام در این مورد، به محدودیت های همیشگی وزارت امور خارجه در اطلاع رسانی اشاره کرد.
- مظلومیت مسلمانان سین کیانگ چین و موج سواری آمریکا
در مکان هایی که خطر تهدید نظامی وجود داشت و دولت در میان نبود و از سوی دیگر حرکت با هویت دینی صورت می گرفت، جمهوری اسلامی حتی به صورت حمایت نظامی وارد می شد (مثل مسئله ی فلسطین و لبنان) و در موارد دیگر بر اساس اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها به حمایت معنوی، رایزنی های دیپلماتیک و تامین خوراک فکری و سازمان دهی می پرداخت.
- وبلاگ تخصصی : سین کیانگ
مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است
دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است
سوگند می خورم که نبی، شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است
طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است
یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
یا جبرِِییل واژه ی بهتر نداشته است
چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است
***
این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است
(سید حمیدرضا برقعی)
مطلب زیر را در جواب به انتقاد دوستی به این مطلبم نوشته بودم:
1- یکی از دوستان بعد از این مطلب، ایمیل خصوصی زده بود که «محمد از چی دفاع می کنی؟». جواب خصوصی (!) نوشته بودم:
2- این موضع بسیج دانشجویی نسبت به اتفاقات کوی دانشگاه است (بیانیه ی 28 خرداد، قبل از نمازجمعه ی آقا). این قدر روشن هست که به توضیح من نیاز نباشد:
حوادث اخیر کوی دانشگاه –که در آن اعتراضات معمول قشر دانشگاهی و انتقادات ایشان از سوی عده ای خاص و با مقاصد ویژه به سمت آشوب و درگیری هدایت شد، از سوی همه ی دانشجویان و خصوصاً بسیج دانشجویی محکوم است. همچنین مقابله ی عده ای خودسر که با ظواهری مذهبی و خارج از قانون به چنین فضایی دامن زدند و به جمعی از دانشجویان حمله بردند، عملی زشت، غیر قانونی و خارج از چارچوب ارزش های بسیج می باشد. همانطور که مقام معظم رهبری (مدظله) اشاره فرمودند، کسانی که اصرار به مجادله و درگیری و اغتشاش داشته باشد حتماً یا خائن اند یا بسیار غافل.
بسیج دانشجویی اعلام می دارد که در کنار سایر دانشجویان و نهادهای قانونی برای برقراری آرامش و امنیت ایستاده و خواستار آن است که تمامی مسببین این جریان - از آغاز کنندگان و خط دهندگان خارج از دانشگاه آن، از عده ای دانشجونما و اغتشاش گر و همچنین تمامی مجریان خودسر آن- محکوم شده و بر اساس ضوابط، به سزای اعمال خود برسد تا بار دیگر دانشگاه شاهد حوادث تلخ و ناگوار نباشد و همچون گذشته به کانونی برای آرامش، علم اندوزی و نقد و نظر تبدیل گردد.
3- موضوع، حمایت از اصل بسیج است و عموم بسیجیان. و اتفاقاً آنچه که امروز از طرف دشمن و دنباله روهای داخلی اش -دانسته یا نادانسته- مورد هدف قرار گرفته هم دقیقاً همین اصل است. وگرنه بحث این نیست که معدود کسانی که در لباس بسیجی (چه واقعاً عضو بسیج بوده اند و چه نبوده اند) تعدی کرده اند، کار خوبی کرده اند! بحث این است که نباید اصل و کلیت را زد. به تعبیر عربی، این حمایت، «فی الجمله» است، نه «بالجمله». این بار هم مثل همیشه، بسیج بود که انقلاب را نجات داد. گری سیک را که لازم نیست معرفی کنم! بعد از این ماجراها در مقاله ای نوشته بود «مرکز ثقل حکومت ایران بسیج است. تا اپوزوسیون به این نقطه فشار نیاورد و بسیج را به طور موثر و کارا از صحنه خارج نکند، هیچ کاری به نتیجه نمی رسد». لازم نیست از اشراف و قوت تحلیل مشاور سابق امنیت ملی آمریکا بگویم، اما برای دیدن تسلط اش به اوضاع ایران، بد نیست یک بند دیگر از همین مقاله اش را هم ذکر کنم:
...اپوزيسيون بايد در آرامگاه آيتالله خميني (ره)، بست بنشينند. جداي از موسوي و همسرش، شماري از افراد كه صلاحيتاشان در هالهاي از شك و ترديد قرار دارد و كساني كه طي 2 دهه گذشته در عرصه سياست فعال نبودند، بايد به اين حركت بپيوندند. عليرضا بهشتي، همسر شهيد رجايي، همسر شهيد همت، برخي از اعضاي خانواده آيت الله خميني از جمله حسن، زهرا (عمهاش) و علي اشراقي (نوه آيتالله خميني)، از جمله اسامي هستند كه به ذهن من مي آيد. حتي، علي مطهري را نيز بايد به پيوستن به اين حركت ترغيب كرد.
4- دو هفته پیش یکی از دوستان به مطلبی که نوشته بودم، نقدی نوشته بود؛ در قسمتی از جوابم نوشته بودم:
اگر دیگران فقط نگران بودند که برخوردها شدید است، رفقای ما این قدر دغدغه داشتند که وارد صحنه شدند برای این که تا جای ممکن از برخوردهای شدید خودی ها جلوگیری کنند و با شدت عمل کمتری آشوب ها را بخوابانند و در این راه هم کم هزینه ندادند.
یک نمونه اش امیرداود بود که خبرش را در سایت بسیج زده بودیم، اما به درخواست خودش برداشتیم. البته خبرش در برنا هنوز هست.
5- به نظرم، ماجرایی که در کشور اتفاق افتاد، مقیاس بزرگ آن چیزی بود که در تدفین شهدای دانشگاه مان اتفاق افتاد. (کلاً اعتقاد جدی دارم که اهل «عمل» بودن، بر قدرت تحلیل و فهم انسان هم تأثیر مثبت می گذارد. بعضی چیزها هستند که مطالعه کردنی نیستند و آدم باید با تمام وجود لمس شان کرده باشد، تا قدرت تحلیل اش بالا برود). برای باشکوه برگزار شدن تدفین شهدا مان خیلی تلاش کرده بودیم، و این هم به لطف خدا محقق شد. ما می خواستیم کوچک ترین درگیری ای صورت نگیرد، و از یک هفته قبل تا ظهر روز تدفین، با تدبیر و تلاش، موفق شده بودیم یک فضای بسیار خوب را در دانشگاه حاکم کنیم. اما روز تدفین -در قسمت های دور از محل تدفین- بعضاً کنترل اوضاع از دست مان خارج شد، و در برخورد با کسانی که می خواستند برنامه را به هم بزنند، زیاده روی هایی شد که درست نمی دانستیم شان. و از این خیلی ناراحت شدیم. حتی یادم است شلوغی ها که تقریباً تمام شد، نشستم گوشه ای گریه کردم! اما گزارش های اتفاقات روز تدفین را که جمع آوری کردیم، و همه ی عکس ها و فیلم ها را دیدیم، نظر همه (در جلسه ی نقد) این بود که مجموع سوتی های خودی ها، در مقابل آن چه اتفاق افتاد، خیلی کوچک بوده. یک عده اولاً موضعی ناحق و غیرقانونی داشته اند. ثانیاً با زور می خواسته اند در برنامه ی قانونی دانشگاه اخلال ایجاد کنند، ثالثاً دو طرف، هم زده اند و هم خورده اند، و تازه در اکثر صحنه ها هم تقصیر با مخالفین بوده.
6- تأکید بر غیرقابل مقایسه بودن اشکالات دو طرف، به معنی بی خیال شدن اشکالات خودی ها نیست. قبلاً هم در نامه ای نوشته بودم:
7- من هم -ذاتاً- دوست دارم هرکس که در کوی ریخته، در ملأ عام محاکمه شود. اما عدالت حکم می کند که تبعیضی قائل نشویم و همه ی مجرمین حوادث بعد از انتخابات -طبق قانون مجازات اسلامی مان که برگرفته از شرع مقدس است- محاکمه و مجازات شوند. آن وقت باید چوبه های دار را بر پا کنیم. آن وقت، قبل از کسانی که در کوی ریخته اند، باید احکام شرع در قبال برخی چهره های مشهور سیاسی اجرا شود. باز هم با محاکمه ی مجرمین موافقید؟ جامعه ظرفیتش را دارد؟
از سیخ داغ عقیل گفتید، و این که امیر مومنان -سلام الله علیه- مجرمان را بی ملاحظه در ملأ عام مجازات می کردند. باید عرض کنم همیشه چنین نبوده! حضرت هم مصلحت امت را در نظر می گرفته، و ظرفیت جامعه را لحاظ می کرده اند. مثلاً حضرت، قاتلان عثمان را -با این که آن ها را محکوم و مجرم می دانست-، به خاطر این که جامعه ظرفیتش را نداشت، مجازات نکرد. بعد از آن که طلحه و زبیر فتنه ی جمل را کلید زدند، عده ای از اصحاب آمدند پیش حضرت و گفتند کاش کسانی که عثمان را کشتند را مجازات می کردید، تا اصحاب جمل بهانه ای برای نقض بیعت نداشته باشند! حضرت هم گفتند در شرایط فعلی جامعه، نمی توانم قاتلان عثمان را مجازات کنم:
إِنَّ اَلنَّاسَ مِنْ هَذَا اَلْأَمْرِ -إِذَا حُرِّكَ- عَلَى أُمُورٍ... اگر براى كيفر دادنشان حركتى آغاز شود، مردم به چند دسته تقسيم مى شوند... فِرْقَةٌ تَرَى مَا تَرَوْنَ وَ فِرْقَةٌ تَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ وَ فِرْقَةٌ لاَ تَرَى هَذَا وَ لاَ ذَاكَ... گروهى خواسته هاى شما را دارند، و عده اى بر خلاف شما فكر مى كنند، و گروهى نه اين را مى پسندند و نه آن را... فَاصْبِرُوا حَتَّى يَهْدَأَ اَلنَّاسُ وَ تَقَعَ اَلْقُلُوبُ مَوَاقِعَهَا وَ تُؤْخَذَ اَلْحُقُوقُ مُسْمَحَةً... پس صبر كنيد تا مردم آرام شوند، و دلهاى مضطرب در جاى خود قرار گيرد، و حقوق از دست رفته با مدارا گرفته شود... فَاهْدَءُوا عَنِّي وَ اُنْظُرُوا مَا ذَا يَأْتِيكُمْ بِهِ أَمْرِي... اكنون مرا آسوده گذاريد، و در انتظار فرمان من باشيد... وَ لاَ تَفْعَلُوا فَعْلَةً تُضَعْضِعُ قُوَّةً وَ تُسْقِطُ مُنَّةً وَ تُورِثُ وَهْناً وَ ذِلَّةً...كارى نكنيد كه قدرت ما را تضعيف كند، اقتدار امت ما را متزلزل سازد و سستى و زبونى به بار آورد.
لازم به ذکر نیست (!) که جملات بالا را صرفاً به منظور نشان دادن امری کلی (رد ادعای ملاحظه نداشتن حضرت در مجازات مجرمین) بیان کردم، وگرنه این که این ملاحظات چه شرایطی دارد و آیا با شرایط فعلی جامعه تطبیق دارد یا نه، محتاج اجتهاد و اشراف بیشتری به اوضاع سیاسی کشور است، و مورد بحثم نیست.
با توجه به این که از قدیم، این دید ظاهربینانه (غرق شدن در جزئیات و صحنه ها، و ندیدن کلّیات و جبهه ها) در قشر مذهبی مان زیاد دیده شده، نامه ی مشابهی -در جواب- نوشتم، از قول یکی از هم عصران امیر مومنان به ایشان:
بسم الله الرحمن الرحیم
امیر محترم مومنان -علیه السلام-، سلام!
چون سریع باید نامه ی سرگشاده ام را بدهم رسانه های داخلی و خارجی منتشر کنند، خیلی وقت ندارم که مقدمه بنویسم. اما همین قدر بدان که من آدم خوبی هستم! یک موقع هم فکر نکن این که این روزها همه مان به شما نامه ی سرگشاده ی بی ادبانه می نویسیم، پروژه ی حرمت شکنی ای است که طرحش را اشعث بن قیس داده بود. نه، اتفاقاً خیلی هم اتفاقی است! مثل همه ی کارهایی که این روزها اتفاقی است.
خب بی مقدمه برویم سر اصل مطلب؛
اگر آمدن به میدان جنگ، بد است، پس چرا خودت می گفتی بیاییم در احد بجنگیم (تازه خودت هم جلوتر از همه ی ما رفتی!)؟ اگر هم خوب است، پس چرا الان که خودت به حکومت رسیده ای، پشت سر هم خطبه می خوانی و می گویی که به میدان جنگ با تو نیاییم -در جمل و صفین و نهروان-؟ یک بام و دو هوا که نمی شود!
تازه این اولین باری نیست که شما یک بام و دو هوا می کنید! در همه ی این سه جنگی که داشتید، دو گروه مسلمان با هم درگیر بودند و از دو طرف کشته می شدند. نمی شود که بگویید این طرفی ها شهید حساب می شوند، اما آن طرفی ها به جهنم می روند! اگر این ها مسلمان اند، آنها هم مسلمان اند! تازه بعضی از آن وری ها سابقه ی طولانی تری هم دارند در اسلام!
هروقت هم که به شما این یک بام و دو هوایتان را تذکر می دهیم، می گویید إنّك لملبوسٌ علیك! به جای این که انتقادپذیر باشید و سریع اشتباه تان را بپذیرید، می گویید که «شباهت ظاهر دو امر، موجب شده تفاوت باطن آنها را نبینی!».
به لشکر دشمن، جاسوس می فرستید به اسم عیون! بعد جاسوس دشمن را اگر شناسایی کنید، مجازاتش می کنید. اگر جاسوسی بد است، پس چرا خودتان می کنید؟ اگر خوب است، پس چرا جاسوس دشمن را مجازات می کنید؟
ضمناً پسرعموی شما هم زیاد یک بام و دو هوا می کرد. اما آن موقع جرئت نداشتیم این حرف ها را بگوییم. اصلاً راستش را بخواهی، یک بام و دو هوا از همان موقع که پسرعموی تان یک انقلابی کرد در مکه، مُد شد!
قبلاً به ما در مسجدالحرام می گفت همراه مشرکین دور کعبه نچرخیم، بعدها خودش درست همین کار را گفت واجب است و باید بکنیم.
قبلاً می گفت سران مکه که ما را شلاق می زنند، ظالم اند، بعداً خودش به بهانه ی اجرای حدود الهی، بعضی ها را شلاق زد. و وقتی دل ما سوخت برای آنهایی که شلاق شان می زد، آیه نازل شد که مهربانی بیجا نکنید «...وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ...»!
یا به ما مثلاً کلی از بدی زنا گفت، بعد درست همان کار را -به اسم عقد دائم و موقت- گفت شرعی است. اگر رابطه ی جنسی بد است، با دو تا جمله به عنوان خطبه ی عقد که خوب نمی شود!
راجع به حکم مجاهد فی سبیل الله و مفسد فی الارض هم همین طور؛ کارشان عین هم است، اما برخورد شما خیلی دوگانه است با آنها.
اصلاً راستش همه دینی که پسر عموی تان آورد، همین طوری است. هروقت هم که ما این حرف های منطقی را می زنیم، شما با پیش کشیدن مسئله ی حق و باطل، ولیّ و طاغوت، و از این حرف های ایدئولوژیک جواب می دهید! از آن جالب تر این است که می گویید یک نفر اگر با شما باشد، خوردن و خوابیدن و زناشویی اش هم عبادت است، اما اگر با شما نباشد، نمازشب اش هم موجب سقوط اش است!
تازه یکی از نوستراداموس های کوفه، یک چیزی را از آینده برایم تعریف کرد که روده بُر شدم! ماجرای کسی را گفت در هزار و سیصد سال بعد با همین عقاید شما در استان مدائن (فارس)، به اسم روح الله موسوی، که در جلسه ای به نماینده ی دربار می گوید «من نمی گویم اصلاحات ارضی نابجاست. می گویم شاه نامشروع است و حق تصرف ندارد»! خب نتیجه ی این یک بام و دو هوای شما همین می شود که چنین آدمی رسماً این حرف را می زند دیگر! یعنی رسماً دارد می گوید همان کار را من بکنم اشکال ندارد، تو بکنی اشکال دارد! از این مسخره تر؟!
در هر حال، من این انحرافات بزرگ را به شما گفتم. امیدوارم هر چه زودتر قبل از اینکه دیر شود، خودتان را اصلاح کنید. حالا اگر کارهای پسرعموی تان را جبران نکردید هم ملالی نیست! چون فعلاً قرار نیست به او هم گیر بدهیم! یکی یکی!
در آخر یک بار دیگر تأکید می کنم:
رهبرمحترم کشور!
قبول بفرمائید که یک بام و دو هوا نمی شود!
نظری نوشتم برای آ. عبدالجبار کاکایی که نوشته بود "و امروز کنار من بودی و بی گناه سیلی خوردی از کسی که لباس خاکستری مرا پوشیده بود...". شعرها مال خود ایشان است:
رها شديم رها، مثل روح بي جسدي
نه با تو ايم و نه بي تو، چه روزگار بدي
برادر گرامی، آقای کاکایی
سلام
اهل آن لباس های خاکی به فرمان امام شان مشتاقانه همه چیز را به جان خریدند تا انقلاب آسیبی نبیند. تا رهبرشان تنها نشود. تا لبخند به لبان سی.ان.ان. و بی.بی.سی. ننشیند. تا عده ای هروقت خواستند با بی قانونی، امنیت مردم را مختل نکنند. امروز هم -اگر با بصیرت ببینیم و نه با عینک خوش آب و رنگی که برای قلب حقیقت ساخته اندش- اهل آن لباس های خاکی همان کار را می کنند. البته مظلومانه تر، و در غربتی بیشتر و پیچیده تر. اگر آن موقع تنها تیرهای دشمن به مصاف شان می آمد، امروز کنایه های دوستان هم هست -که به مراتب دردناک تر است-. این غربت امروز، پیچیده تر از آن است که نوشتن اش از سیاسی نویسان برآید. نمایش آن، کار شاعران است. باید جبهه را شناخت و فرصت را از دست نداد. بسم الله...
مگر به سايه ي نام تو رو کنم پس از اين
که در پناه تو امن است، يا علي مددي
یکی از دوستان ایمیل یکی از دوستانش را فوروارد کرد و خواست جواب دهم. موضوع، لینکی بود از آینده نیوز و بحثی راجع به فرق مسلمانان چین و فلسطین. ایمیل بازی مان طی شبانه روز اخیر چندبار تکرار شد.
در ادامه چیزهایی که نوشته بودم را آورده ام. البته چیز خاصی ندارد -مطابق معمول-! فقط به نظرم آمد اینجا گذاشتن شان بهتر از اینجا نگذاشتن شان است!
نامه ی اول
سلام
اجمالاً:
- قرار نیست از هر کار مسلمان ها حمایت کنیم. باید دید حق و باطل چه بوده است. خلاصه باید مطمئن شد که دقیقاً قضیه چه بوده. (سایت آینده به وضوح، این خبر را برای مصرف داخلی و کوبیدن دولت نوشته. برخی جملاتش مثل "به بهانه ی حمایت آمریکایی ها" تابلو است یا این جمله که: دولت مرکزی چین به محض ناآرامی در این استان مسلمان نشین دسترسی به تلفن همراه و اینترنت و برخی سایت ها مانند تویتر را در این منطقه مختل کرده و پلیس نیز در اطلاعیه ای اعلام کرده که برای فرو نشاندن این بحران از هیچ روشی دوری نمی کند!)
- در فلسطین جنگ با دشمن اصلی است. بحث تمام اسلام در برابر تمام کفر است.
- برای همه ی سیاسیون و حتی ادیان دنیا، مسئله ی فلسطین ویژه است.
- قضیه ی یک کشور اسلامی غصب شده، قابل مقایسه با یک درگیری کارگری در یک کشور مستقر نیست.
--------------------
نامه ی دوم
سلام
دو بند اول نامه ای که سر جنگ غزه فرستاده بودم را عیناً در انتهای نامه paste کرده ام.
هرکس می خواهد صبورانه به نتیجه ی کامل و عمیق برسد، همان طور که در نامه ی قبل گفتم، باید برود قضیه را کامل و دقیق بررسی کند. تبلیغات این روزها به وضوح سیاسی است. این که کسانی که در شعار انتخاباتی شان رسماً در تلویزیون می گفتند که نباید به فلسطین هم کمک کرد، امروز تیتر یک روزنامه شان این است که چرا به مسلمانان چینی کمک نمی کنیم و... مصداق بارز اشک تمساح است.
راجع به بلوک شرق و غرب هم الان بلوک شرقی در دنیا وجود ندارد. کمونیزم به موزه های تاریخ رفته. الان دوقطبی غرب و اسلام وجود دارد. البته امام از اول هم آمریکا را دشمن اصلی می دانست، نه شوروی. چون نسخه ی اصل تبلور تمدن شیطانی، در غرب بود.
در هر حال اطلاعاتم در حدی نیست که راجع به موضوع قضاوت نهایی کنم. و چنین کاری را محتاج بررسی کامل و دقیق می دانم. اگر بین بچه ها دغدغه شود این موضوع، می توانیم یک جلسه بگذاریم با یکی از مسئولین وزارت خارجه و پرس و جو کنیم.
دو بند اول نامه ای که سر جنگ غزه فرستاده بودم:
چیزی که واضح است این که اصولاً نباید انتظار داشت با مسئله ی فلسطین مانند دیگر مسائل برخورد شود. مسئله ی فلسطین فقط این نیست که یک ظلمی دارد می شود و ما هم از نظر عاطفی و انسانی ناراحت ایم. بلکه فلسطین و لبنان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی اند و در آنجا جنگ با دشمن اصلی (صهیونیزم) دارد صورت می گیرد. یکی از دوستان تمثیل قشنگی داشت. می گفت نسبت غزه و پاراچنار مثل نسبت خوزستان و سیستان است در زمان دفاع مقدس. ما در خوزستان داریم با ارتش متجاوز عراق (و بلکه تمام دنیای استکبار) می جنگیم، حالا چند نفر یاغی هم در سیستان نامنی ایجاد کرده اند. البته با آنها هم باید برخورد شود. اما نباید این دو هم ردیف دیده شوند.
نظام در سیاست خارجی اش در این 30 سال، از بعضی ها علنی حمایت کرده، از بعضی ها غیرعلنی، و از بعضی ها هم اصلاً حمایت نکرده. در هر مورد از این 3 بخش هم سطوح مختلفی وجود داشته. و پشت این ها هم تحلیل هایی -درست و غلط- بوده. تحلیل این که در هر موقعیت -با توجه به همه ی پیچیدگی های سیاسی اش- کار درست چه بوده، نیاز به تحقیق و کسب اطلاعات زیاد دارد و به این راحتی ها نمی شود گفت که وقتی در فلان جای دنیا چند نفر مظلوم را کشته اند، واضح است که باید چه کار کنیم. البته ارتکاب اشتباه -حتی از نوع جنایت بارش!- از دستگاه سنگین، و غیرانقلابی اداری ما (در اینجا: وزارت خارجه) امری طبیعی است متأسفانه. و من هم سوالات زیادی دارم در زمینه ی عدم حمایت (حداقل از نوع علنی) نظام از مظلومین نقاط مختلف.
...
------------
نامه ی سوم
سفیر فعلی ایران در چین، جواد منصوری است که احتمالاً بشناسی اش. الان هم در ایران است. هماهنگی اولیه شده، و برای یکشنبه انشاءالله یک جلسه خواهیم داشت با او. که راجع به این مسائل توضیح دهد.
جلسه را بیا. در گروه هم بحث اش را مطرح کن. خیلی مهم است که دوستان نسبت به این مسائل حساس شوند مثل دوست شما.
----------
نامه ی چهارم
سلام
- ما تابع دستگاه دیپلماسی نیستیم، اما همین جوری بدون اطلاع درست پیدا کردن هم نمی توانیم هرچه رسانه های آمریکایی گفته اند را باور کنیم، و بر پایه ی اطلاعات آنها سریع موضع گیری کنیم. جلسه با مسئولین برای پرس و جو کردن است، نه هماهنگی با آنها!
- کشورهای آمریکای جنوبی را که حیاط خلوت آمریکا بوده اند، تبدیل کرده ایم به اقمار (یا حداقل متحدان) خودمان. و این کار بزرگی است. در نگاه امام خمینی، جبهه بندی مستضعفین-مستکبرین مطرح است، نه این که چه کسی به مسلمان ها آزادی بیشتری می دهد برای مسجد ساختن و... وقتی که ظهور حضرت اتفاق بیفتد، تقسیم بندی های ظاهری می شکند، و جبهه بندی جدیدی شکل خواهد گرفت.
- قراردادهای مشترک کشورها که بین همه ی کشورها هست، و در آنها منافع دو طرف تأمین می شود، به معنی اتکا و تحت سلطه ی آنها قرار گرفتن نیست. سیاست جمهوری اسلامی از اول هم همین بوده که ما به جز اسرائیل (که کشور نمی دانیمش)، با همه ی کشورهای دنیا (که طبیعتاً هرکدام شان کلی اشکال دارند) رابطه داریم -مادامیکه ارتباط را به صلاح بدانیم-.
البته این به این معنی نیست که به آن کشورها امید بسته ایم. نه! شاید جز یکی دو جنبش مبارز مسلمان در منطقه ی فلسطین و لبنان، هیچ دوست واقعی ای در دنیا نداشته باشیم. (دیگران همین یکی دو دوست را هم ندارند البته!). اصلاً روابط کشورها در دنیا بر اساس منافع است، نه دوستی و مرام! بالاخره رابطه با کشورها برای هر دو طرف منافعی دارد. حساب کتاب می کنیم می بینیم برای رسیدن به اهداف عالیه ی نظام بهتر است این روابط تجاری مان را با چه کسی برقرار کنیم و می کنیم. نه آنها تحت سلطه ی ما محسوب می شوند، و نه ما تحت سلطه ی آنها.
- یک نکته ی کلی هم که ماها دچارش هستیم، ایده آلیسم مفرط است. بله، اگر توانش را داشتیم، باید ظلم را در تک تک نقاط دنیا ریشه کن می کردیم. اما وقتی نداریم، دلیل نمی شود که کلاً هم بی خیال شویم. به تعبیر امیرالمومنین علیه السلام: انّ اخذ القلیل، خیرٌ من ترک الکثیر! اتفاقاً دیشب که نهج البلاغه می خواندم، رسیده بودم به خطبه 168 که عنوانی که مترجم برایش انتخاب کرده بود "واقع بینی در مبارزه" بود.
يَا إِخْوَتَاهْ إِنِّي لَسْتُ أَجْهَلُ مَا تَعْلَمُونَ وَ لَكِنْ كَيْفَ لِي بِقُوَّةٍ وَ اَلْقَوْمُ اَلْمُجْلِبُونَ عَلَى حَدِّ شَوْكَتِهِمْ يَمْلِكُونَنَا وَ لاَ نَمْلِكُهُمْ وَ هَا هُمْ هَؤُلاَءِ قَدْ ثَارَتْ مَعَهُمْ عِبْدَانُكُمْ وَ اِلْتَفَّتْ إِلَيْهِمْ أَعْرَابُكُمْ وَ هُمْ خِلاَلَكُمْ يَسُومُونَكُمْ مَا شَاءُوا وَ هَلْ تَرَوْنَ مَوْضِعاً لِقُدْرَةٍ عَلَى شَيْءٍ تُرِيدُونَهُ
اى برادران ، من از آنچه شما مىدانيد بىخبر نيستم . ولى مرا چه توانايى است، در حالى كه شورشگران در نهايت توانايى هستند . آنان بر من چيره شدهاند و ما را در برابر آنها قدرتى نيست . اينان جماعتى هستند كه بندگان شما به ياريشان برخاستهاند و اعراب باديهنشين هم به آنها پيوستهاند . و خود در ميان شما هستند و هر آزار كه خواهند بر شما روا دارند . آيا بر آنچه خواستار آن هستيد، توانايي تان هست؟
این حرف کلی است ها! برای این که حواس مان باشد، گفتم. وگرنه از آن نتیجه نگرفتم که بی خیال باشیم نسبت به هر چه در چین می گذرد! همان طور که قبلاً هم گفتم، انشاءالله یکشنبه برای این موضوع جلسه ای با سفیر ایران در چین خواهیم داشت.
پی نوشت:
بررسی وقایع اخیر ترکستان شرقی در جلسه با سفیر ایران در چین
یادداشت هایم از روز اول اعتکاف سال 86 را از فایل روزانه ام کپی کرده ام در ادامه. مرورشان مفید است:
شنبه 6 مرداد 86:
o دانشگاه - اعتکاف
§ سخنرانی حجتالاسلام ماندگاری
· امام علی علیهالسلام معیار حق و باطل بود. نه پیامبر. چون پیامبر از اول یک سر و گردن از بقیه بالاتر بود و قبول کردناش طبیعی بود. اما کسانی که با امام علی سالها خود را همرده میدیدند، نتوانستند ولایت او را قبول کنند.
· آیتالله جوادی آملی : معیار حق و باطل انقلاب ما، امام نبود. مقام معظم رهبری است.
· خدا عادل است و عالم مطلق. فرض کنید یک کارگردانی، فیلم را که میسازد، مثل ما که آن را نمیبیند. شاید اول، سکانس آخر فیلماش را بسازد! او از اول میداند که سرنوشت هر بازیگر چه خواهد شد.
§ آقای ماندگاری در صحبتهایش گفت که آدمی تلاشاش را بکند همرتبهی انبیا و ائمه میشود؛ مهم این است که ظرفیتی که خدا داده، پر شود. پیامبران ظرفیتشان بالاتر بوده و تکلیفشان سنگینتر. بعد از منبر، یکی از روحانیون حاضر اعتراض کرد که چنین نیست! نمیشود که من با پیامبر همرتبه شوم!...
چیزی که من به ذهنم میرسد و مشکل را حل میکند، این است : خدا به افراد، ظرفیتهای مختلف داده و هرکس در قبال آن مسئول است. اما این ظرفیت را میشود زیاد کرد. من اگر ظرفیت 20 تاییام را پر کنم، دیگر باید مثلاً ظرفیت 30 تاییام را پر کنم. هر چقدر تلاش کنم، بالا میروم؛ اما در عمل فقط پیامبران و ائمهاند که مثلاً به 90 به بالا میرسند.
§ سخنرانی حجتالاسلام پناهیان
· چرا امیرالمومنین غریب بود؟! به خاطر عدلاش نبود. چون عدل شاید دو سه جا جلوی زیادهخواهی آدم را بگیرد؛ ولی ده بیست جا هم به نفع آدم تمام میشود. به خاطر جهادش (و راحتطلبی مردم) هم نبود. چون مردم به سپاه معاویه میرفتند؛ این طور نبود که امام علی مردم را به جهاد دعوت میکرد، ولی معاویه به پیکنیک!!... ممکن است کسی اینها را بهانه کند و از علی بدش بیاید؛ اما اینها بهانه است.
· دلیل اصلی، همان دلیل محبت عظیمی است که نسبت به امام علی علیهالسلام وجود دارد: اگر گوهر نورانیت (صفای باطن) در وجودت نبود، بیدلیل از علی خوشت نمیآید. و این فرمایش دقیقی و عمیقی است که پیامبر فرموده بود: علی! اگر با ضربهی شمشیر به بینی مومن بزنی که از تو بدش بیاید، نمیشود. و اگر همهی دنیا را عسل کنی به منافق بدهی، او نمیتواند از تو خوشش بیاید.
· من معمولاً پای منبر، کتاب معرفی نمیکنم. اما کتاب "فروغ ولایت" را بخوانید. طولانی است، ولی جذاب. تبلیغات نکرده؛ تاریخ را نوشته.
· الآن که در زمان امیرالمومنین نیستیم، این خطر وجود دارد که مدعی دوست داشتن باشیم، در حالی که چنین نیست؛ و ندانیم که به خاطر کدام اخلاقمان است که واقعاً امیرالمونین را دوست نداریم.
· پادشاهی به بچهای یک سکه داد. بچه نگرفت. پرسید: چرا؟ گفت: مادرم دعوایم میکند. میگوید حتماً دزدی کردهای. پادشاه گفت: خب! بگو پادشاه داده. بچه گفت: باور نمیکند. چون مادرم خواهد گفت اگر پادشاه داده بود، حداقل 10 تا میداد!
· سورهی حمد، تنها سورهای است که از زبان عبد به مولاست.
· تواضع به خداوند، اگر با تواضع به انسانهای خوب توأم نشود، دروغین است؛ میشود مانند تواضع ابلیس.
§ سخنرانی حجتالاسلام صدیقی
· در قرآن، وقتی انسان خطاب شده، لحن هشدار است؛ اما بنیادم نه.
هم درشتی، هم نرمی؛ اما تا جای ممکن، نرمی!
وَ اِخْلِطِ اَلشِّدَّةَ بِضِغْثٍ مِنَ اَللِّينِ... و درشتى را به پارهاى نرمى بياميز... وَ اُرْفُقْ مَا كَانَ اَلرِّفْقُ أَرْفَقَ... در آنجا كه نرمى و مدارا بايد، نرمى و مدارا كن... وَ اِعْتَزِمْ بِالشِّدَّةِ حِينَ لاَ تُغْنِي عَنْكَ إِلاَّ اَلشِّدَّةُ... و در آنجا كه جز درشتى تو را به كار نيايد، درشتى نماى...
حتی سلام علیکت با بعضی ها گرم تر و پرچرب تر نباشد!
وَ اِخْفِضْ لِلرَّعِيَّةِ جَنَاحَكَ... و پر و بالت را برای رعیت بگستران... وَ اُبْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ... و با آنها گشاده رو باش... وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ... و با آنها نرمخویی کن... وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اَللَّحْظَةِ وَ اَلنَّظْرَةِ وَ اَلْإِشَارَةِ وَ اَلتَّحِيَّةِ... مساوات را حتى در گردش چشم و نگاه و سلام و تعارف رعایت کن... حَتَّى لاَ يَطْمَعَ اَلْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِكَ وَ لاَ يَيْأَسَ اَلضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِكَ... تا بزرگان (قدرتمندان) در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو ناامید نشوند.
باسمه تعالی
سلام
- امام خمینی (رحمة الله علیه):
بعد از این که قانون وظیفه را معین کرد، هر کس بخواهد که برخلاف او عمل بکند، این یک دیکتاتوری است که حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است و
بعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این کشور را به تباهی خواهد
کشید. و این کشور وقتی به تباهی کشیده شد و این مردم متفرق و مختلف با هم
شدند، این همان وظیفه ای است که برای ابرقدرتها باید انجام بدهد، این آدم
انجام داده، ولو خودش نمی فهمد، اگر بفهمد که دیگر مصیبت بالاتر است،
لکن خودشان ملتفت نیستند. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)
- رهبر عزیز انقلاب (88/15/04):
- دشمنان دست بکار شدند تا میان مردم ایجاد اختلاف کنند که تا حدی هم موفق شدند ولی ملت باید این توطئه را خنثی کند.
- اغتشاش گران همان عده معدودی هستند که از بودجه تصویب شده برخی دولتهای غربی استفاده می کنند.
- اینکه عده ای نامزد مورد نظرشان رأی نیاورد و احساس افسردگی و ناراحتی کنند طبیعی است و معنای این مسئله، اغتشاش گری نیست زیرا براساس نتیجه انتخابات، اکثریت و اقلیتی در کشور است و قواعدی وجود دارد، بنابراین معرفی مردم ایران در رسانه های امریکایی و اروپایی تحت سلطه صهیونیستها، به عنوان اغتشاش گر، اهانت به ملت است.
- هرفتنه ای، در مقابل حق و در مقابل ملتی هوشیار از بین خواهد رفت و به لطف خداوند فتنه هایی که دشمن در قضایای اخیر به آنها امید بسته بود تمام شد.

- آیا تشکیل شورای حکمیت سیره امام (ره) بوده است؟
لازم است که همانند زمان امام (ره)، اختلاف میان نهادهای قانونی باشد و قانونِ موجود توانایی حل آن را نداشته باشد...
- چرا طبقه متوسط جدید تهران نشین افسانه را باور کرد؟
واقعیت امر آن است که بخش قابل توجهی از ناباوری طبقه متوسط جدید تهران نشین نسبت به نتایج انتخابات نه محصول شواهد و دلایل ذکر شده برای تقلّب (کدام شواهد؟) و نه حتی شگفت انگیز بودن خود نتیجه، بلکه محملی جدید برای امتداد خشم و کدورت برانگیخته شده در این طبقه است... برای شهروند طبقه متوسط جدید تهران نشین با چنین حال و هوایی، خبر پیروزی قاطع احمدی نژاد در انتخابات چیزی از جنس خبر از دست دادن همه بستگان درجه اول در یک سانحه رانندگی است!!
- 3 عکس جالب پیرامون ادعای تانخوردگی آرا و دست خط های مشابه!
حال که نتایج ابتدا (شمارش در حوزه ی رأی گیری) و انتها (نتیجه ی نهایی اعلام شده) یکسان اند، ادعای دستکاری آرا در بین راه (که اساس شبهات مدعیان بر آن استوار است)، مضحک به نظر می رسد!

- خبرسازی برای القای تقابل میان مراجع و دولت، این بار با صندوق رأی
این در حالی است که اغلب مراجع تقلید و علمای قم بر اساس تصاویر منتشر شده، رأی خود را به صندوق 396 انداختهاند. تنها آیتالله سبحانی و تعداد کمی از علما در صندوق سیار 397 رأی دادهاند.
- صدا و سیما وارد مباحث جناحی بشود یا نشود؟!
- ادعا: کشف چهار صندوق رای در شیراز / و پاسخ: کشف صندوق های رای در ساختمان مرکز اسناد
صندوق هاي نگهداري شده در مرکز اسناد شيراز مربوط به سومين دوره شوراي اسلامي شهر و روستا، چهارمين دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبري و هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي بوده است.
- پاسخی به شبهه ای دیگر: برگه های رای تا نخورده، دست خط های مشابه و صندوق های شورای شهر! / تقلب کشف شده در انتخابات !
راي ها براي شمارش به صورت بسته هاي چند صد تايي بسته بندی مي شوند و دور آنها را با نايلن و يا چيز ديگه اي مي بندند و اين باعث صاف شدن برگه های راي مي شود.
- دلايل شوراي نگهبان برای تاييد صحت انتخابات

- طنز: احتمالات جديد از تقلب در صنوقهاي راي
- روايتي از قصه سانسور شده يك جلسه: آقاي كروبي بخواند
- بازی روزگار - اندر احوال شیخ هادی غفاری / ...و تو کوچکتر از این حرفها هستی
وقتی هادی غفاری آمده بوده علم و صنعت، احمدی نژاد بلند شده بوده و به کارخانه ی «استارلایت» اش گیر داده بوده! خلاصه ظاهراً شیخ خاطراتی قدیمی هم با احمدی نژاد دارد...

- شایعهای که از بیخ و بن دروغ بود؛ شهیدان زندهاند الله اکبر!!
- چند مطلب جدید در : خشونت سانسور شده
- تحلیل کروبی از اطرافیان موسوی + فیلم
- فراخوان سایت دانشجویی «تریبون»
- ابهامات مرگ تأسفبار ندا آقا سلطان
- یک افزونه ی کاربردی خوب برای فایرفاکس: مترجم آنلاین فارسی / استفاده ی مستقیم هم ممکن است: +

...حالا گذشته ها گذشته
و رفته ها رفته اند
و نام جمهوری کافی ست
وگرنه من می دانستم
در فرهنگ ما
هميشه دين بعد از دنيا می آيد
گناه هيچ کسی نيست
گناه از کسی ست که آمد و گفت : اقرا
گناه از حسين (ع) بود در ميان آن همه کوفه
گناه از نهج البلاغه ي علی ست
وگرنه من می دانستم
که ياوران علی (ع)
همين ديندارانند
که نام دخترانشان دنياست
وگرنه من می دانستم
اسلام فقط به درد کسانی خواهد خورد
که اسب بازی شان را مي خواهند
حالا گذشته ها گذشته
و رفته ها رفته اند
و پيرمرد ـ چشم و چراغ ما ـ
حالا فقط به دسته گل مقامات خارجی نگاه می کند با درد
گناه از بچه های تخس نبود
که از ریش پدرانشان بالا رفتند
گناه از معاویه ها نبود
و از طلحه ها و زبیرها
گناه از ابوذر بود
و از کسی که در کتاب جغرافیا
به اشتباه نوشت: ربذه
حالا گذشته ها گذشته
و رفته ها رفته اند...
(علیرضا قزوه)
خطاب آیه ی شریفه، به یهودیان و مسیحیان است که هر یک ابراهیم -علیه السلام- را به خود منتسب می کردند. قرآن کریم ابراهیم را از این انتساب ها مبرّا، و او را مسلمان معرفی می کند (منظور، معنای لغوی «مسلمان» -یعنی تسلیم امر خدا بودن- است، نه معنای اصطلاحی -یعنی پیروی از شریعت خاتم الانبیاء-). آیه در ادامه تأکید می کند که «معیار نزدیکی» به حضرت ابراهیم -علیه السلام- چیز دیگری است: «پیروی از او»! مهم این است که راه او را بروی، نه این که با او فامیل و آشنا باشی! و با این معیار، «نزدیکان ابراهیم» کسان دیگری هستند: همین مسلمانانی که دین شان نوپا ست و شاید تا چند سال قبل اصلاً «ابراهیم» را نمی شناختند!
این آیات را که امروز خواندم، یاد جوابی افتادم که دیروز نوشته بودم
برای دوستی که گفته بود «احمدی نژاد و دار و دسته اش اصلاً در انقلاب نبوده اند، و الآن با یاران امام در افتاده اند!»:
البته آقای احمدی نژاد زمان پیروزی انقلاب، سن اش از من کمتر بوده. یکی از دانشجویان فعال مبارز دانشگاه علم و صنعت بوده، مثل باقی دوستانش که انجمن اسلامی دانشگاه را با هم شکل دادند؛ مشغول تظاهرات و پخش اعلامیه و... با بزرگان انقلاب -به خصوص شهید باهنر که دایی آقای هاشمی ثمره بودند- هم در ارتباط جدی بوده اند از قبل از انقلاب. بعد از انقلاب فرهنگی هم که به درخواست آ.مهدوی کنی (وزیر کشور وقت) بچه های انجمن اسلامی علم و صنعت می روند شمال غرب کشور (آذربایجان غربی) را در اختیار می گیرند و پاکسازی می کنند. در استان تقسیم می شوند. آ.احمدی نژاد هم به ماکو می رود. بعد از آن هم خیلی زود آ.محصولی فرمانده سپاه شمال غرب کشور می شود. آ.احمدی نژاد هم مسئول مهندسی رزمی لشگر 6 ویژه ی سپاه. حتی آ.احمدی نژاد سابقه ی عملیات در خاک عراق -مثل عملیات فتح- را هم دارد.

محمود احمدی نژاد

سید مجتبی هاشمی ثمره

صادق محصولی

پرویز فتاح
همان طور که گفته شد، آ.احمدی نژاد هم مثل دیگر دانشجویان فعال انقلابی در صحنه ها حضور داشته. اما حتی اگر چنین هم نبود، آن چیزی که اهمیت دارد، این است که الآن چه کسی به آرمان های انقلاب اعتقاد دارد و صبح تا شب برای تحقق آنها تلاش می کند. سوابق طلحه و زبیر و ابن ابی وقاص قابل قیاس نبود با مالک اشتر. اما 40-30 سال بعد از انقلاب پیامبر، مالک نماد راه پیامبر بود، نه آن صحابی پیامبر. آنها مقابل علی ایستادند و مالک -که صحابی پیامبر نبود- برای پیش بردن اسلام در رکاب مولا رنج ها کشید و نقشی کلیدی ایفا کرد. طوری که روایت داریم (بحارالأنوار، ج33، ص556): لَمْ يَزَلْ أَمْرُ عَلِيٍّ(ع) شَدِيداً حَتَّى مَاتَ الْأَشْتَر. <امر علی (ع) شدید بود تا این که مالک اشتر مُرد>. و در آن روزهای تنهایی امیر مومنان، اصحاب مشهور پیامبر، که به تعبیر رهبر انقلاب «هر كدام يك كتاب قطور سابقهي افتخارات در بدر و حُنين و اُحد داشتند»، آن طرف جبهه بودند، مقابل علی...
ترجمه ای که نوشتم، ترجمه ی دکتر آیتی است. در ترجمه ی ایشان و ترجمه ی مرحوم دشتی، این مفهوم انتقال یافته که کوتاهی در دشمنی، موجب ستمکاری است؛ که این نکته ی جالبی است. من این طور می فهمم که وقتی با دشمن حق درست و حسابی دشمنی نکنی، جناح حق را تضعیف کرده ای و نسبت به اهل حق ستم کرده ای؛ مفهومی مشابه آن شعر معروف سعدی: ترحم بر پلنگ تیزدندان / ستمکاری بود بر گوسپندان.
البته در ترجمه ی دکتر شهیدی و حجت الاسلام معادیخواه، کوتاهی در دشمنی موجب ستم پذیری دانسته شده. ظاهراً از طرف مترجمین، دو متن متفاوت برای عبارت مربوطه در این حکمت فرض شده: «ظُلِمَ» و «ظَلَمَ».
انتهای این حکمت هم ترجمه های متفاوتی داشت؛ همواره بودن نزاع، بی دلیل بودن نزاع، دنبال نزاع بودن، و اصل نزاع و کشمکش، چهار مفهومی است که از این بخش این حکمت، چهار مترجم منتقل کرده اند.
وقتی در فهم عبارت، این گونه اختلاف باشد، دیگر -برای یک غیرمتخصصی مثل من- نوبت به اخذ نتیجه ی دقیق و مبنای عمل قرار دادن آن نمی رسد. اما خلاصه: کم دشمنی کردن هم مضر است!
امروز بخشی از ابتدای سوره ی آل عمران را می خواندم. آیه ی 28 سوره می فرماید «لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكاَفِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَن يَفْعَلْ ذَلِك فَلَيْس مِنَ اللَّهِ في شيءٍ». این عبارت آخر، خیلی سنگین آمد به نظرم.
مراجعه کردم به المیزان. مرحوم علامه در تفسیر این بخش آیه می گوید لیس من الله فی شیء یعنی «كسي كه چنين كند هيچ ارتباطي با حزب خدا ندارد». و در ادامه می گوید «از لا به لاي اين آيه و ساير آياتي كه از دوستي با غير مؤمنين نهي فرموده، برميآيد كه اين قسم دوستي، خارج شدن از زيّ بندگي است، و مستقيماً ترك گفتن ولايت خداي سبحان و داخل شدن در حزب دشمنان او و شركت در توطئههاي آنان براي افساد امر دين او است... مسلماني كه دعوي صداقت و دوستي با دين ميكند، و در دل دوستدار دشمنان دين است، و قهراً اين دوستي اخلاق و سنن كفر را در دلش رخنه داده، چنين كسي و چنين كساني ندانسته حرمت دين و اهل دين را از بين ميبرند، و خود را به هلاكتي دچار ميسازند كه ديگر اميد حيات و بقائي باقي نميگذارد».
یکی از تقسیم بندی های بد، تقسیم بندی فرهنگی و سیاسی است که در این وبلاگ هم به آن تن داده ایم! یعنی این آیه را می شود در دسته ی مطالب سیاسی نیاورد؟! آن هم در اوضاع سیاسی این روزها؟ در این روزهای تصفیه، که در دل مان برای برخی دوستان قدیمی، ذکر اندوهناک "ببین که از که بریدی و با که پیوستی" گرفته ایم...
کوفه، سال 37 هجری، هنگام حرکت به صفین...
امید به خدا...
...يَدَّعى بِزَعْمِهِ اَنَّهُ يَرْجُو اللّهَ... ادعا دارد که به خدا امیدوار است... كَذَبَ وَالْعَظيمِ! ما بالُهُ لايَتَبَيَّنُ رَجاؤُهُ فى عَمَلِهِ؟!... به خدا قسم دروغ می گوید! پس چرا امیدواری در کردارش پیدا نیست؟!... يَرْجُواللّهَ فِى الْكَبيرِ، وَ يَرْجُو الْعِبادَ فِى الصَّغيرِ... در كارهاى بزرگ به خدا اميد بسته است، و در كارهاى کوچک به بندگان... فَما بالُ اللّهِ جَلَّ ثَناؤُهُ يُقَصَّرُ بِهِ عَمّا يُصْنَعُ بِهِ لِعِبادِهِ؟... چه شده كه در حقّ خدا كوتاهى می شود، و كمتر از حقّ بندگان رعايت می گردد؟... اَتَخافُ اَنْ تَكُونَ فى رَجائِكَ لَهُ كاذِباً؟ اَوْ تَكُونَ لاتَراهُ لِلرَّجاءِ مَوْضِعاً؟... آيا مىترسى در امیدی که به خدا داری، دروغگو باشى؟ يا او را در خور اميد بستن نمی پندارى؟... وَ كَذلِكَ مَنْ عَظُمَتِ الدُّنْيا فى عَيْنِهِ، وَ كَبُرَ مَوْقِعُها مِنْ قَلْبِهِ، آثَرَها عَلَى اللّهِ تَعالى فَانْقَطَعَ اِلَيْها وَ صارَ عَبْداً لَها... و این گونه است کسی که دنیا در دیده اش بزرگ جلوه کند، و ارزش و اعتبار دنیا در دلش فراوان گردد، که دنیا را بر خدا مقدم شمارد، و جز دنیا به چیز دیگری نپردازد و بنده ی دنیا گردد...
زندگی ساده ی رسول خدا...
...وَ لَقَدْ كَانَ -صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ- يَأْكُلُ عَلَى اَلْأَرْضِ... و همانا پيامبر (كه درود خدا بر او باد) بر روى زمين مى نشست و غذا مى خورد... وَ يَجْلِسُ جِلْسَةَ اَلْعَبْدِ... و چون برده ساده مى نشست... وَ يَخْصِفُ بِيَدِهِ نَعْلَهُ وَ يَرْقَعُ بِيَدِهِ ثَوْبَهُ... و با دست خود كفش خود را وصله مى زد، و جامه خود را با دست خود مى دوخت... وَ يَرْكَبُ اَلْحِمَارَ اَلْعَارِيَ وَ يُرْدِفُ خَلْفَهُ... و بر الاغ برهنه مى نشست، و ديگرى را پشت سر خويش سوار مى كرد... فَلْيَنْظُرْ نَاظِرٌ بِعَقْلِهِ؛ أَكْرَمَ اَللَّهُ مُحَمَّداً بِذَلِكَ أَمْ أَهَانَهُ؟... پس تفكر كننده اى بايد با عقل خويش به درستى انديشه كند كه: آيا خدا محمد (ص) را به داشتن اين صفت ها اكرام فرمود يا او را خوار نمود؟... خَرَجَ مِنَ اَلدُّنْيَا خَمِيصاً وَ وَرَدَ اَلْآخِرَةَ سَلِيماً لَمْ يَضَعْ حَجَراً عَلَى حَجَرٍ حَتَّى مَضَى لِسَبِيلِهِ وَ أَجَابَ دَاعِيَ رَبِّهِ... او با شكمى گرسنه از دنيا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد، سنگى بر سنگى نگذاشت (خانه ی باشکوهی نساخت) تا جهان را ترك گفت، و دعوت پروردگارش را پذيرفت...
یک بخش اضافه کردم به موضوعات وبلاگ، با عنوان «سرمشق» برای قرار دادن این سنخ مطالب.
خنده ام می گیرد از بازی روزگار؛
از
قدیم، سایت ها و وبلاگ های ضدانقلاب را که می دیدم، وقتی می خواستند از
جنایات رژیم آخوندی (!) بگویند، عکس ها و رفتارهای شیخ هادی غفاری را ذکر می کردند.


حالا همین آدم -به خاطر توهینی که به آقا کرده- شده اسطوره برای شان!!

احتمالاً درس اخلاقی که پیش جناب منتظری یاد گرفته بوده را پس داده!


انتخابات قبلی ای که شیخ خبرساز شده بود هم مجلس هشتم بود که می خواست رئیس مجلس شود، اما مردم اصلاً به او رأی ندادند! البته از اول انقلاب هم شیخ خبرساز بوده و از دادگاه هویدا هم حرف هایی راجع به او می زدند.
البته حرف های هتاکانه ی او راجع به رهبر عزیز انقلاب، فایده هایی هم داشته است. شنیدم هفته ی قبل در جلسه ی جامعه ی روحانیت مبارز، حرف های او را پخش کرده اند و همین موجب بیداری بعضی آقایان شده است که هنوز متوجه نشده بودند که دعوا سر چیست.
سلام
- امام خمینی -رحمة الله علیه-:
من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون، برگرديد به قرآن كريم، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد.
- رهبر عزیز انقلاب:
بنده یک زمانی در زندگی امیر المومنین(ع)در دوران تقریبا پنج ساله ی آن بزرگوار و آن چه پیش آمد، یک مطالعات وسیعی داشته ام که آن چه می توانستم از این مطالعات به عنوان جمع بندی به دست بیاورم این است که تحلیل سیاسی ضعیف بود. البته عوامل دیگری هم وجود داشت، در درجه ی بعد، اما مهمترین مسئله این بود. و الا خیلی از مردم هنوز مومن بودند و مومنانه در پای هودج ام المومنین به دلیل تحلیل غلط در مقابل علی(ع) جنگیدند و کشته شدند.
...علت همه ی خون دل های امیر المومنین (ع) این بود که قدرت تحلیل مردم ضعیف بود، صاحبان نفوذ روی ذهن های مردم اثر می گذاشتند. قدرت تحلیل و قدرت فهم مردم را باید اصلاح کرد، باید درک مسائل سیاسی در جامعه بالا برود تا بشود عدالت را اجرا کرد.
- افسانه تقلّب 11 میلیونی
تقلب سر صندوق ها، موقوف به وجود یک «شبکه حداقل 150 هزار نفری تقلّب» از عوامل اجرایی و نظارتی انتخابات است که که در عین هماهنگ و توجیه بودن نسبت به ضرورت و فلسفه این حرکت، لازم است به شدت رازدار و امین (!!) نیز بوده باشند... واقعیت حیرت انگیز آن است که بخش قابل توجهی از طبقه متوسط جدید شهر نشین (به ویژه تهران نشین) «افسانه تقلّب 11 میلیونی» را باور کرد.

(نقشه جديد ايران؛ منتشر شده از سوي ستاد سبز)
اتفاق بزرگی که افتاده است را فراموش نکنیم...
- کلیپ صوتی: اعلامی از شهید بهشتی
این آیه که نازل شد بر پیغمبر توی روایت داره که پیامبر بلند شد و با یه حال آشفته ای مثل این که می دوید دنبال اینا! چون یه عده از فقرا وقتی اینا این حرفها رو زدند خودشون فهمیدند، گفتند که مثل این که جای ما نیست جلسه...
- بازخوانی شهادت مردی که یک ملت بود؛ آماج تهمت به جرم عدالتخواهی
سکوتی کوتاه و بعد با نگاهی معنادار خطاب به حاضرین گفت: «بچه ها بوي بهشت مي آيد. آيا شما هم اين بو را استشمام مي كنيد؟» دیگر فرصتی برای پاسخ دادن باقی نماند. صدای انفجار همه جای شهر را پر کرد.
- برای دانلود: فیلم روشنگرانهای در قبال مدعیان تقلب در انتخابات

پرسشگر تلویزیون آلمان از ایشان سوال می کند که به شما لقب «راسپوتین» داده اند , آیا شما از این عنوان ناراحت می شوید؟ و شهید بهشتی کمی تامل کرده و می گوید: « ولی خیلی غیرمنصفانه است».
- طنز: رئیس جمهور متقلب، دروغگو یا شایسته
توانایی ایشان در تقلب در انتخابات به گونهای که هیچ سند و مدرکی به جا نماند و ناظرین کاندیداها نیز چیزی نفهمند، حکایت از توانایی عظیم احمدی نژاد در عرصه مدیریت داخلی و خارجی دارد.
- از توهم 30 میلیونی تا بهانهگیری های کودکانه
- گفتگو با خانواده شهیدان فیض و غنیان؛ به خونخواهي فرزندانمان از موسوي شکايت کردهايم
- خدماتی که موسوی به انقلاب کرد!
- افشای سناریوی تروریست ها در کشتارهای اخیر تهران
منافقین با استقرار تک تیراندازهایی در برخی مناطق تهران مردم بی گناه و به خصوص زنان را مورد هدف قرار داده و با استفاده از عوامل خود از صحنه کشته شدن زنان تصویربرداری کرده و به سرعت در رسانه های عمومی و سایت های اینترنتی منتشر می کنند.
- سخنراني منتشر نشده آيت الله بهجت بعد از كنفرانس برلين
- یادداشت یک مخالف احمدی نژاد: ما کمتریم!
- وبلاگ طنز: تقلب سبز
به نام خداوند عشق و هنر / خدای قلم مو، خداوند پر +
به نام خداوند جنگ و جهاد / و حتي مهم تر از آن اقتصاد! +
به نام خداوند شيخ كبير / و ايضاً خداوند طفل صغير +
- خشونت سانسور شده - خبرهاي مربوط به خشونت گروهی از معترضان به نتایج انتخابات

- "پینگ پنگ" دیپلماتیک احمدینژاد در بیان هشدار به اوباما
در این کنفرانس خبری باراک اوباما اظهار داشت: "موسوی به منشاء الهام بخش آن دسته از هموطنان خود تبدیل شده است که خواهان گشایش به سوی غرب هستند." تا کنون هیچ یک از رووسای جمهور آمریکا حاضر نشده بودند تا از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در کشورمان اسم آورده و از آنان حمایت کنند.
- "کشف بزرگ" یک رسانه برای اثبات تقلب در انتخابات!
- مشروح اعترافات مهم عضو مرکزی سازمان مجاهدین و سردبیر «اندیشه نو»: عدمپذيرش آرا، قانونشكني و تجمعات غيرقانوني سناريويي از پيشطراحي شده بود + / حتي يك دقيقه هم در بازداشت نبوده ام
- گزارش تصویری از حامیان اخلاق و قانون در دانشگاه صنعتی اصفهان / آتش انتقام- گزارش وقایع دانشگاه صنعتی اصفهان
- اسرائيل: اميدواريم موسوي تا ايستگاه آخر بيايد!
به یاد سیدالشهداء انقلاب که شهادتش در مقابل «مظلومیت»اش کوچک بود...
نامه اش به امام را بخوانید...
هرگونه ارتباط این نامه با شرایط سیاسی فعلی کشور تصادفی است!

در صبح یازدهم تیرماه سال 1360 كه فقط چندروز از فاجعة حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید مظلوم آیتالله بهشتی و یارانش میگذشت حضرت امام خمینی (سلامالله علیه) درجمع خانوادة آن شهیدان پرده از وجود جریانی آمریكایی كه همیشه همراه انقلاب هست گشودند و فرمودند:«مِن باب اتفاق نبود كه وقتی مجلس
شورا میخواست تأسیس بشود باز مخالفتها شد و وقتی هم تأسیس شد باز در
خودِ مجلس افرادی در آن موادی که برای حفظ اسلام و حفظ استقلال کشور مفید
بود، مورد اشکال واقع شد. این یک مسألهای بود و یک جریانی و این جریان هست همراه با این انقلاب، همزاد با این انقلاب و الآن هم هست و بعدها هم خواهد بود.
بیجهت نیست که یک کسی در مجلس شورا انگشت میگذارد روی یک مادهای که آن
ماده بر حسبِ خواست اسلام ادامهدهندة اسلام و ادامهدهندة راه اسلام است.
(اصل ولایت فقیه) آن ماده مورد مؤاخذه قرار میگیرد و مخالفت.
و مِنباب اتفاق نیست که بعد از
آن که آن مسأله گذشت، دولت وقتی که یک دولت اسلامی است و متعهدی است مورد
اشکال و مورد هتک قرار میگیرد... مسائلِ آمریکاست و اسلام؛ جریان، جریان
آمریکایی در مقابلِ اسلام از همان اول ... یک
جریانی بود که باید افراد متعهد نباشد. اگر شده آنها را ازصحنه بیرون
کنند و منعزل کنند از مردم، بهتر... این جریانی بود و هست که میخواهند
این کشور را با آن جریان بکشند به طرف آمریکا». (صحیفة امام ج 15 ص 23)
این سخنان حضرت امام در صورتی بود که طرفداران نشاندار آمریکا چون «بنیصدر» و «بازرگان» و «ابراهیم یزدی» و به طور کلی لیبرالهای «نهضت آزادی» در آن برهه به طور کلی از مجلس و دولت برکنار بودند و بنیصدر نیز فراری. بنابراین که امام راحل(رحمتالله علیه) همراهی همیشگیِ این جریان را گوشزد میکنند و از آن نیز نه فقط به عنوان چند فرد و یا یک گروه سیاسی بلکه «جریان» تعبیر میکنند، نباید آدرس را به اشتباه رفت و فقط آنان را در لیبرالهای نشاندار جستوجو کرد بلکه باید مختصات این جریان را شناخت، تا افراد آن نیز شناخته شوند.

در اسفندماه سال 1359 شهیدِ مظلوم حضرت آیتالله بهشتی در نامهای به حضرت امام ویژگیهای این جریان را چنین بر میشمارند:
تهران جمعه 22/12/59
استاد و رهبر بزرگوار
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته
سنگینی وظیفه فرزندتان را بر آن داشت که این نامه را به حضورتان بنویسد و حقایق را به عرضتان برساند.
دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبهی شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط میشود . یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنتباشد، بینش دیگر در پی اندیشهها و برداشتهای بینابین، که نه به کلی از وحی بریده است و نه آنچنان که باید و شاید در برابر آن متعهد و پایبند و گفتهها و نوشتهها و کردهها براین موضوع بینابین گواه .
بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی به نظام سخت به توکل برخدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوریها یا دلسوزیهای بیگانگان معتقد و ملتزم. بینش دیگر، هرچند دلش همین را میخواهد و زبانش همین را میگوید و قلمش همین را مینویسد، اما چون همهی مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.
بینش اول به نظام و شیوهای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به سوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمانها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد. بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزشهای آن، جامعه را به راهی میکشاند که خود به خود درها را به روی ارزشهای بیگانه از اسلام و بلکه ضد اسلام میگشاید.
بینش اول روی شرایطی در گزینش مسؤولان تکیه میکند که جامعه را به سوی امامت متقین و گسترش این امامت بر همهی سطوح راه میبرد. بینش دیگر بیشتر روی شرایطی تکیه میکند که خود به خود راه را برای نفوذ بی مبالاتها یا کم مبالاتها در همهی سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آنها برسرنوشت انقلاب هموار میسازد.
شاید برای شما شنیدن این خبر تلخ و دشوار باشد که بسیاری از کسانی که در طول سالهای اخیر در راه حاکم شدن اسلام اصیل بر جامعهی ما کوشیده و رنجها بردهاند و در طول این سالها به مقتضای طبیعت و ماهیت نظام اداری رژیم شاهی، درهمهی سازمانهای لشکری و کشوری همواره در اقلیت بوده و زیر فشار اکثریت غرب گرای یا شرق گرا حاکم بر این سازمانها به سر بردهاند، هم اکنون در جمهوری اسلامی هم که امام در راس آن است و تنی چند از فرزندان امام نیز بخشی از مسؤولیتها را برعهده دارند و مردم عزیز ما نیز در صحنهها حضور دارند، دوباره تحت فشار همان اکثریت قرار گرفتهاند، این اقلیت مؤمن که اگر حمایتش کنند میرود که اکثریت شود، امروز ذلت و خذلان مؤمنان را در جمهوری اسلامی با پوست و گوشت و استخوان لمس میکنند که با چماق ارتجاع میکوبندشان و با کارشکنیهای رنگارنگ سد راه حرکت اسلامی و اصلاحی آنها میشوند، با استظهار به ستون پنجم دشمن که در همهی این سازمانها جا خوش کردهاند و با اطمینان به حمایت گروهی از مسؤولان امروز و دیروز.
اگر اين دو بينش در اداره امور جمهوري اسلامي ادامه يابد، نه كارهاي جاري مردم سر و سامان پيدا ميكند، نه مشكلات موجود ديني، فرهنگي، اخلاقيات اجتماعي و اقتصادي اين مردم رنجديده و محروم و ايثارگر با سرعت و قاطعيت كافي حل ميشود و نه ميتوان براي آينده طرحهاي اصيل اسلامي ريخت و به مرحله عمل درآورد... نظر ما اين است كه رشد كمي و كيفي دارندگان بينش اول (اسلام فقاهتي و خط اصيل امام) به لطف الهي امروز به آن درجه رسيده است كه نهادهاي لشكري و كشوري به وسيله صاحبان اين نوع بينش اداره شود و اداره جمهوري اسلامي بر پايه يك بينش استوار گردد.
امام عزیز،
به خدا سوگند تحمل این وضع برای این فرزندتان بس دشوار است که چهرهی افسردهی اینها را ببینم و ندای یاللمسلمین آنها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید. من هم صبر میکنم و فی العین قذی و فی الحلق شجی.

یکی از دوستان ایمیلی انتقادی زده بود و به مقایسه ی آشوب های چند سال قبل فرانسه با آنچه این روزها در کشور اتفاق افتاد (به خصوص از لحاظ تعداد کشته شدگان)، پرداخته بود. در جوابش این متن را نوشتم:
به نام خدا
سلام
شباهت ظاهری دو واقعه، موجب شده تفاوت ماهوی آنها را نبینید. مثل این می ماند که یکی بگوید من یک بار مریض شدم، رفتم بیمارستان الف، در عرض دو روز دو تا قرص بهم دادند، خوب شدم. اما الآن که مریض شدم، رفتم بیمارستان ب، الآن دو ماه است دارم می روم بیمارستان، شیمی درمانی ام کردند و... اما هنوز خوب نشدم. پس پزشکان بیمارستان الف بهترند! خب ایشان شاید توجه نمی کند که تفاوت جای دیگری است؛ دفعه ی اول، مریضی شان سرماخوردگی بوده، و دفعه ی دوم سرطان! سخت درمانی سرطان به ماهیت اش برمی گردد، نه بدی پزشکان.
آنچه در فرانسه اتفاق افتاده بود، یک اعتراض درونی به موضوعی جزئی بوده؛ نه یک سناریوی انقلاب مخملی برای براندازی کل سیستم! (+ +)
اگر می گوییم سناریوی انقلاب مخملی، یک حرف توهمی نیست؛ آنچه قبل از انتخابات می دیدیم، پیش رفتن گام به گام اجزاء این سناریو بود (مشابه آنچه در اوکراین و گرجستان اتفاق افتاده بود و مطالعه کرده بودیم)؛ حتی چند روز قبل از انتخابات نامه ای هم نوشتیم به آقای موسوی (+ +) و ضمن بیان این موضوع، دقیقاً پیش بینی هم کردیم آنچه را که بعد از انتخابات در کشور اتفاق افتاد. آشوب های خیابانی تهران (آن طور که شنبه 23 خرداد کسانی که در خیابان ولیعصر و مطهری و فاطمی بودند، دیدند) منسجم و برنامه ریزی شده بود. ما آن موقع از روی شواهدی که می دیدیم و از برخی اخبار رسمی و غیررسمی مویّد، این را متوجه شده بودیم. بعداً که گزارش
در فرانسه چنین نبود... نه از این پوشش رسانه ای بی سابقه ی BBC و العربیة و Reuters و... خبری بود، نه از تک تیراندازهای منافقین برای زدن زن ها و فیلم گرفتن از آن، نه از سناریوهای امنیتی مدیران سابق اطلاعات کشور برای ملتهب کردن اوضاع، نه از Obama's Twitter Strategy، نه از کشف اسلحه، نه از پناهگاه شدن سفارتخانه های خارجی، نه از حمله به مراکز نظامی، نه از...

تا آنجا که من می دانم نیروهای انتظامی کشور تلاش زیادی کرده اند برای عدم استفاده از اسلحه، و سر این تلاش شان، خسارات جانی زیادی هم داده اند. حتی در مقابل حمله ی اغتشاش گران برای آتش زدن پمپ بنزین (که یکی از دوستانم را سر آن بازداشت کرده بودند و او برایم تعریف می کرد) شلیک نکرده اند. اما سر حمله به پایگاه نظامی (مثل پایگاه بسیج قدس یا لولاگر) که در آن سلاح و مهمات وجود دارد، چرا شلیک کرده اند. در این شلوغی، ماجراهای مشکوک هم وجود دارد. مثل تیراندازی با سلاحی که جزء سلاح های رایج نیروهای انتظامی نیست به یک بنده خدایی که اصلاً در اغتشاشات نبوده، در یک کوچه ی خلوت فرعی، و فیلم برداری های کامل و گسترده از آن.
در هر حال منظورم این نیست که در این اغتشاشات، حقی از کسی ضایع نشده است، و قطعاً وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّةِ شَرَّاً یَرَهُ. اما اولاً ابعاد ماجرا و سناریویی که قرار بود محقق شود را فراموش نکنیم. و ثانیاً یادمان نرود که غائله از کجا شروع شد؛ پاسخگوی اصلی تمام آنچه اتفاق افتاد، کسی باید باشد که با توهم تقلب در انتخابات، نقش یک بازیچه را خوب ایفا کرد، و با تمکین نکردن به رأی ملت، این حوادث را آفرید. امروز که از طرفی هیچ سندی نمی توانند برای تقلب در انتخابات ارائه کنند، و از طرف دیگر همین طور از ناظران صندوق های مختلف شان خبر می رسد که «ریز آراء اعلام شده توسط وزارت کشور در صندوقی که ما بوده ایم، همان است که ما شمرده بودیم»، مجرم اصلی مشخص تر می شود. هرچند طراحان این سناریو فکر می کردند که با این اقدامات شان، نظام کوتاه خواهد آمد و شرایط عوض خواهد شد و دیگر منشأ ماجرا -یعنی دروغ بودن ادعای تقلب- از موضوعیت خواهد افتاد، و کسی سراغ آن را نخواهد گرفت!

امروز نظام اسلامی یک روش آمریکایی دیگر برای براندازی را -هرچند با هزینه ای تحمیلی و ناخواسته- ناکام کرده و در برابر آن هم واکسینه شده است. امروز تجربه ی پایداری در برابر «انقلاب مخملی» را باید به لیست تجارب موفق جمهوری اسلامی اضافه کرد. لیستی که سناریوهای مختلفی را در این 30 سال در خود می بیند: حرکات مسلحانه ی خیابانی، شورش های تجزیه طلبانه، ترور رهبران، عملیات تکاوران آمریکایی (طبس)، کودتای نظامی (نوژه)، جنگ تحمیلی، تحریم همه جانبه، بدل سازی (طالبان)، تهاجم فرهنگی، اشغال همسایه ها، پروستریکا (اصلاحات آمریکایی)، حمله به بازوها (حزب الله و حماس)، و... هیچکدام را ما نخواستیم؛ اما وقتی صورت گرفت و آن را از سر گذراندیم، نتیجه اش یک چیز بود: قوی تر شدن! این حوادث، *velvet revolution را هم به لیست اضافه کرد. اتفاق بزرگی که افتاده است را فراموش نکنیم.
*: (تأکید بر نام انگلیسی انقلاب مخملی، به منظور تأکید بر ماهیت طراحان آن است).
سلام
- امام خمینی:من حالا هم باز به اين افرادى كه خيلى منحرف نيستند، من به اينها باز نصيحت مىكنم كه شما بياييد و حسابتان را از اين منافقين كه قيام بر ضد اسلام كردند، حسابتان را جدا كنيد... شما ديديد كه آقاى بنىصدر حسابش را جدا نكرده، خدا مىداند كه من مكرر به اين گفتم كه آقا، اينها تو را تباه مىكنند. اين گرگهايى كه دور تو جمع شده اند و به هيچ چيز عقيده ندارند، تو را از بين مىبرند، گوش نكرد، هى قسم خورد كه اينها فداكار هستند، اينها مردم كذا هستند؛ يعنى، آنهايى كه دور و بر او هستند. خوب من مىدانستم كه اينجور نيستند!
- رهبر عزیز انقلاب:
در دوران پيش از پيروزى انقلاب، بنده در ايرانشهر تبعيد بودم. در يكى از شهرهاى همجوار، چند نفر آشنا داشتيم كه يكى از آنها راننده بود، يكى شغل آزاد داشت و بالاخره، اهل فرهنگ و معرفت، به معناى خاص كلمه نبودند. به حسب ظاهر، به آنها عامى اطلاق مىشد. با اين حال جزو خواص بودند. آنها مرتّب براى ديدن ما به ايرانشهر مىآمدند و از قضاياى مذاكرات خود با روحانى شهرشان مىگفتند. روحانى شهرشان هم آدم خوبى بود؛ منتها جزء عوام بود.
ملاحظه مىكنيد! رانندهى كمپرسى جزو خواص، ولى روحانى و پيشنماز محترم جزو عوام! مثلاً آن روحانى مىگفت: «چرا وقتى اسم پيغمبر مىآيد يك صلوات مىفرستيد، ولى اسم «آقا» كه مىآيد، سه صلوات مىفرستيد؟!» نمىفهميد. راننده به او جواب مىداد: روزى كه ديگر مبارزهاى نداشته باشيم؛ اسلام بر همه جا فائق شود؛ انقلاب پيروز شود؛ ما نه تنها سه صلوات، كه يك صلوات هم نمىفرستيم! امروز اين سه صلوات، مبارزه است! راننده مىفهميد، روحانى نمىفهميد!
- كمربندهايتان را محكم كنيد اي جوانان انقلابي! - آشوب در پايتخت و 4 نكته درباره فتنه موجود
در شرايط فتنه بايد دستها در دست همديگر باشند و الا ضربات «تك» ها را به سرعت از جا مي كند. هيچ بعيد نيست كه دوستي را كه امروز با شبهه هايي درباره تقلب در انتخابات يا مسائل احمدي نژاد يا رهبري واگذاشته ايد چند سال بعد در صف معاندين درجه يك اسلام و انقلاب ببينيد.
- گزارش«ويژه» جوان از بازداشت اعضاى سه كميته كودتاى مخملى
- پس از باران
... اگر بنا بر طلبکاری باشد شما بیش از همه به این طلبکاری شایسته اید، امّا در عجبم که از همه کمتر دم از طلب تان می زنید! ...اغلب شما نه پژو 206 و سمند LX دارید که عکس و پرچمی به آن ببندید و دستتان را روی بوقش فشار دهید و نه حتی مثل چون منی اینقدر الکی خوش (!) هستید که صفحه ای در بلاگفا باز کنید و برای عالم و آدم حکم صادر کنید.

- قبول نتیجه ی انتخابات توسط طرفداران موسوی: فهمیدیم تقلب نشده
الان اومدم یه مقایسه انجام دادم بین اون آمار و آمار اعلام شده از سوی وزارت کشور. حدودا 90 درصدش دقیقا همونه و 10 درصده بقیه خیلی کم با اون اختلاف داره (مثلا یکی دوتا) که تازه اختلاف به نفع موسویه!
- پاسخ وزارت كشور به يكايك ابهامات موسوي
- مقایسه دلجویی امام علی از عثمان با سخنان رهبری
مردم عثمان را سرزنش کردند اما من مردی از مهاجرین بودم که بیشتر از او تفقد و رضایتجویی میکردم و کمتر او را سرزنش میکردم.
- هدف از آشوب چیز دیگری است - پاسخ به ادعاهای بی اساس در مورد تقلب در انتخابات
- گیرنده: میرحسین موسوی - دبير سابق انجمن های اسلامی دانشجويان انگلستان
- کيد متين
آنچه جمعه واقع شد، «املاء و استدراج» ولي فقيه زمان بود و هست براي مخالفانش، او ميتوانست بسياري را حذف کند، و انقلاب را بپالايد؛ اما...
- چرا سيستم پيامك مختل شده است؟
- اعلام موجودیت جنبش مردمی حراست از آراء مستضعفین
- سردار علی فضلی: بسيج 8 شهيد تقديم امنيت پايتخت كرد
- در پي اظهارات نماينده محسن رضايي؛ صورت جلسه 5 حوزه ديگر از سوي وزارت كشور منتشر شد / چرا رضايي از شكايت خود به شوراي نگهبان صرفنظر كرد؟
- در لابه لای اخبار سایت خود موسوی نیز می توان حضور نمایندگانش را بر سر صندوق ها فهمید: گزارش 50 هزار نماینده ما در شعب اخذ رای...
- موسوی آفلاین
- اوباش
- ترميم اعتماد به سيستم در شنبه پس از انتخابات - محمدرضا جوادی یگانه
- کلکسیون توهینهای مدعیان اخلاق به منتخب مردمدولت دیکتاتور، فرعونی، طاغوت، تروریست، متحجر، نکبت، قرون وسطایی، عصر قجری، دروغگو، رمّال، عبوس، هتاک و...
- حمله اغتشاش گران مسلح به یکی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
- درباره قتل ناجوانمردانه و مشكوك يك هموطن / مسئول خون حسین غلام کبیری و ندا آقاسلطان کیست؟
در اين فيلم، بعد از تيرخوردن اين خانم جوان، چندين عكاس و فيلمبردار با خونسردي به فيلمبرداري مشغول هستند!
- موسوی و روند رو به جلوی رسواییهایش
ديشب اين طبع، بيقرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكستهتان
واژههايم عيادتي بكند
***
چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
ميشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشيات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني
***
واژهها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور
***
اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي
***
سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»
***
گرچه در باغ سينهات داري
لطفها، مهرها، محبتها
گفتي اما نميروي چو حسين
تا ابد زير بار بدعتها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لبها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد
***
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو كامل است، ناقص نيست
ميدهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!
(حجتالاسلام جواد محمدزماني)
مطلب زیر را یکی از طرفداران پر و پا قرص آ.موسوی در دانشگاه امیرکبیر فرستاده است.
حالا که ریز صندوق ها اعلام شده، این که تقلبی در کار نبوده، مثل روز روشن شده. برای همه. حتی طرفداران موسوی. اما خود موسوی همچنان از تقلب گسترده می گوید!
متن نامه ی دوست ما که همچنان طرفدار آ.موسوی است:
آمار ریز صندوق ها درسته!
از روز 22 خرداد تا حدود 2 3 روز بعد تو گروه اقای موسوی بچه هایی که ناظر صندوق بودن، ریز صندوق هاشون رو زدن و تو یه ایمیل یکی از بچه ها خیلی هاش رو جمع بندی کرده بود.
من اون ایمیل رو تو همین نامه عینا براتون فرستادم، می تونین تاریخش رو هم ببینید.
الان اومدم یه مقایسه انجام دادم بین اون آمار و آمار اعلام شده از سوی وزارت کشور. حدودا 90 درصدش دقیقا همونه و 10 درصده بقیه خیلی کم با اون اختلاف داره (مثلا یکی دوتا) که تازه اختلاف به نفع موسویه!
لذا آمار ارائه شده توسط وزارت کشور برای صندوق ها حداقل با آمار بچه های ما که می خونه.
ضمنا چندتا از اقوام خود من تو تهران ناظر بودن، من با اونها هم چک کردم، اونها هم درست بود!
| شماره صندوق | احمدينژاد | رضايي | كروبي | موسوي | باطله | جمع | |
| 67 | 353 | 51 | 33 | 1580 | 10 | 2027 | |
| 358 | 276 | 22 | 6 | 712 | 19 | 1035 | |
| 420 | 1262 | 39 | 14 | 589 | 26 | 1930 | تهرانپارس-دلاوران |
| 421 | 1164 | 38 | 12 | 754 | 32 | 2000 | تهرانپارس-دلاوران |
| 422 | 778 | 33 | 10 | 462 | 27 | 1310 | تهرانپارس-دلاوران |
| 423 | 867 | 37 | 13 | 505 | 30 | 1452 | تهرانپارس - سراج |
| 571 | 501 | 20 | 2 | 524 | 8 | 1055 | |
| 987 | 875 | 34 | 5 | 469 | 1383 | ||
| 1157 | 338 | 66 | 6 | 635 | 1045 | بين كارون و جيحون ناحيه 10 | |
| ١١٥٨ | ٤٥٤ | ٣٤ | 3 | ٨٧٨ | 1369 | بين كارون و جيحون ناحيه 10 | |
| 1290 | 353 | 34 | 36 | 1257 | 20 | 1700 | جمهوري |
| 1291 | 344 | 27 | 22 | 846 | 9 | 1248 | جمالزاده جنوبي |
| 1327 | 382 | 39 | 23 | 1106 | 32 | 1582 | |
| 1555 | 672 | 39 | 10 | 602 | 19 | 1342 | |
| 1778 | 711 | 30 | 8 | 393 | 14 | 1156 | |
| 2217 | 712 | 28 | 1 | 381 | 15 | 1137 | |
| 2292 | 923 | 39 | 9 | 601 | 45 | 1617 | |
| 2293 | 1011 | 0 | 4 | 458 | 9 | 1482 | |
| 2252 | 553 | 22 | 0 | 604 | 25 | 1204 | نازي آباد |
| 2217 | 712 | 28 | 1 | 381 | 15 | 1137 | نازي آباد |
| 947 | 744 | 30 | 0 | 480 | 1254 | ||
| 2546 | 1481 | 27 | 11 | 486 | 31 | 2036 | شهرك وليعصر |
| 114 | 2100 | 2214 | مسجد مقدس منطقه 4 | ||||
| 330 | 930 | 1260 | دردشت | ||||
| 1025 | 47 | 14 | 982 | 2068 | مسجد سید الشهداء فلکه دوم تهرانپارس | ||
| جمع | 16935 | 764 | 243 | 18715 | 386 | 37043 | |
| درصد | 45.72 | 2.062 | 0.656 | 50.52 | 1.042 |
- امام خمینی (صحيفه امام، ج14، 476):
مقابل ضدانقلاب كه تصميم گرفته است بعضى افراد را بهانه قرار داده و عليه
شما هر روز دست به اغتشاش بزند، خواهم ايستاد... امروز منافقين و جبهه ملى
و حزب دمكرات و تمامى ضدانقلابيون دست در دست يكديگر گذاشتهاند تا شما و
انقلاب پاك ملت را نابود كنند. مگر نمىبينيد كه هر روز در گوشهاى جمع
مىشوند و دست به خرابكارى مىزنند؟ مگر نبود كه اگر حضور شما نبود، آبروى
انقلاب شما را در جهان ريخته بودند؟ كيْد هرج و مرج طلبان را خنثى كنيد و
بدانيد كه گناهى بزرگتر از اين نيست كه خداى ناكرده در مقابل ضد خدا و ضد
مردم ساكت باشيد و پاداشى بالاتر از حضورتان در مقابل ضدانقلاب نمىباشد.
- بیانات تاریخی و قاطعانه ی رهبر عزیز انقلاب در نماز جمعه
اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را
زير پا بگذارند، خواسته يا ناخواسته، مسئول خونها، خشونتها و هرج و مرج ها
خواهند بود... انتخابات براي اين است كه در صندوق هاي رأي معلوم شود كه
مردم چه مي خواهند نه در كف خيابانها... بدانند كه با حركات خياباني نمي
توان اهرم فشار بر ضد نظام بوجود آورد و
مسئولان را وادار كرد تحت عنوان مصلحت زير بار خواسته هاي آنها بروند چرا
كه تن دادن به مطالبات غير قانوني زير فشار، شروع نوعي ديكتاتوري است...
اينگونه تصورات و محاسبه ها، اشتباه است و اگر اين تصورات غلط، عواقبي هم
پيدا كند مستقيما متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد بود كه اگر ضروري شد
مردم آنها را در وقت لازم خواهند شناخت... اگر كساني بخواهند راه ديگري بروند آنوقت من خواهم آمد و با مردم صريح تر صحبت خواهم كرد.

- پاسخ به هشت شبهه انتخاباتي
چرا 58ميليون تعرفه راي چاپ شده است؟...چرا براي برخي از نمايندگان کانديداها براي رفتن پاي صندوق کارت صادر نشده است؟... چرا در برخي شعبه ها تعرفه راي کم آمده است؟... چرا از ساعت 9 تا 14 روز 23 خرداد وزارت کشور آمار جديدي ارائه نکرد؟
- آراي احمدينژاد؛ خانوادگي، فقيرانه و صبورانه
خداوند در قرآن وعده داده است که اجر محسنين را ضايع نفرمايد. اما آن گاه به صابرين رسيده است، وعده فرموده است که اجرشان به تمامه اعطاء کند. بزرگي ميگفت حقيقت همچون چشمهاي در ميان سنگهاي خارا است، ديرياب است اما سرانجام راهي باز ميکند و جاري ميشود.
- دانلود: صحبت های وقیحانه فائزه هاشمي رفسنجانی نسبت به رهبر انقلاب
- پاسخ حجت الاسلام حيدر مصلحي به آشوبگران: اشرافي گري بار ديگر رايج نخواهد شد
- يک بحث آماري درباره فراگيري موج سبز

- دروغگویی و عوام فریبی تا کجا؟ بررسی نامه جعلی طرفداران موسوی
- ميليشياي سبزپوش و تجربه 30 خرداد 60
- یادداشت فرزاد جمشیدی خطاب به احمدینژاد
- بخوانید: نقد استدلالهاي آقاي موسوي براي تقلب در انتخابات
- بررسي نتايج 38 نظر سنجي صدا و سيما و آنچه در انتخابات رخ داد
- در کوی دانشگاه چه گذشت؟
آن طور که بسیاری از بچه های خوابگاه از طیف های فکری متفاوت تعریف می کردند، بسیاری از آنها با لباس های عجیب و بازوان "خال کوبی شده" به دانشجویان حمله کردند.
- عدم تمكين به راي ملت بارزترين وجه خودكامگي و ديكتاتوري
ممكن است گفته شود منشاء هرج و مرج و تخريب عدم همراهي دولت در صدور مجوز براي برگزاري «اجتماعات قانوني» است و اگر مجوز رسمي صادر شود اين اتفاقات نميافتد!
- آقاي موسوي، ديدار ما به قيامت!
- گزارش ويژه «جوان» از نحوه سازمان دهى آشوب ها

- خاندان رفسنجاني و فرماندهان پشت پرده
- اصلاحات! باور کن مُردی!
- محضر نامزد اخلاقی! آقای محسن رضایی
اما سخنگوي شوراي نگهبان نیز با اشاره به اعتراض ميرحسين موسوي و محسن رضايي به نتيجه انتخابات اين دوره گفت: پايان وقت اداري امروز (يكشنبه) آقايان ميرحسين موسوي و محسن رضايي شكايات خود را به شوراي نگهبان ارسال كردند. آقای اخلاق! به کجا چنین شتابان؟ تاریخ نامه شما نیز 24/3/88 را نشان می دهد.
- آیا تقلب مؤثر در انتخابات امکانپذیر است؟
- موسوی در 89 درصد صندوق های رای نماینده داشته است
كمیته اطلاع رسانی و روابط عمومی ستاد انتخابات كشور اعلام كرد: 40 هزار و 676 نماینده از سوی آقای موسوی بر سر صندوق ها حاضر و ناظر بودند...
- اعلام خروج از نظام؟ بیانیه 30 خرداد موسوی / درباره ی همین نامه / گمانه زنی: کناره گیری میرحسین موسوی از کلیه مناصب حکومتی
- پاسخ های دانشجو به شبهات انتخاباتی: راي گيري تا آخرين فرد و به هر ميزان تعرفه مورد نياز ادامه داشت
در تمامي دورههاي انتخابات شاهد اين هستيم كه در برخي حوزهها نظير شهرستان ورزقان و مُهر در تمامي دورهها مشاركت بالاي صددرصد را داشتهايم... شعب سيار در اين دوره 3 درصد كاهش داشته است...
- بدون شرح: 5 دليل زهرا رهنورد درباره تقلب در انتخابات باشكوه ملت ايران
اواخر دوران دبستان که بودم، نمی توانستم قبول کنم که این زمین است که می چرخد و خورشید ثابت است. لااقل برایم سخت بود. چرا که “به وضوح می دیدم” که این خورشید است که در آسمان حرکت می کند و می چرخد!
31 خرداد سالروز شهادت مصطفی چمران بود. هرچند این شلوغ کاری ها از یادمان برده باشدش. همان طور که موفقیت با شکوه انقلاب اسلامی در 22 خرداد را، همان طور که آغاز دوره ای جدید از انقلاب را...
(بخشی از پیام امام خمینی به مناسبت شهادت مصطفی چمران)









">