سال 1388 هجری شمسی... نه! سال 36 هجری قمری است! در آستانهی جنگ جمل. عدهای از صحابه و یاران قدیمی که به قدرت نرسیدهاند، «پیراهن عثمان» را عَلَم کردهاند برای انتقامجویی. ابوموسی اشعری -فرماندار کوفه- نمیخواهد وارد جنگ بین «دو گروه از مسلمین» شود و میگوید «باید از آن کناره گرفت»! امیر مومنان -علیهالسلام- در نامهای به او، شرایط زمانه و مختصات فتنه را تبیین میکند:
...مَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى اَلَّتِي تَرْجُو وَ لَكِنَّهَا اَلدَّاهِيَةُ اَلْكُبْرَى يُرْكَبُ جَمَلُهَا وَ يُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَ يُسَهَّلُ جَبَلُهَا فَاعْقِلْ عَقْلَكَ وَ اِمْلِكْ أَمْرَكَ وَ خُذْ نَصِيبَكَ وَ حَظَّكَ فَإِنْ كَرِهْتَ فَتَنَحَّ إِلَى غَيْرِ رَحْبٍ وَ لاَ فِي نَجَاةٍ.(نهج البلاغه / نامه 63)
...حوادث جاری کشور آنچنان آسان نیست که تو فکر میکنی، بلکه حادثهی بسیار بزرگی است که باید بر مرکبش سوار شد، و سختیهای آن را هموار کرد، و پیمودن راههای سخت و کوهستانی آن را آسان نمود، پس فکرت را بهکار گیر، و مالک کار خویش باش، و سهم و بهرهات را بردار، اگر همراهی با ما را خوش نداری کناره گیر، بیآنکه مورد ستایش قرارگیری یا رستگار شوی...
یک - وجود
قدیم ها هم عده ای تحلیل ها و هشدارهای بصیرتمند را توهم توطئه می دانستند!
...اِنَّ الْفِتَنَ اِذا اَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ، وَ اِذا اَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ. يُنْكَرْنَ مُقْبِلات، وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرات. يَحُمْنَ حَوْمَ الرِّياحِ، يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً... (نهج البلاغه / خطبه 93)
...فتنه ها آنگاه كه روی آورند با حق شباهت دارند، و چون پشت كنند حقيقت چنان كه هست، نشان داده می شود، فتنه ها چون می آيند شناخته نمی شوند، و چون می گذرند، مورد شناسايی قرار می گيرند، فتنه ها چون گردبادها می چرخند، از همه جا عبور می كنند، در بعضی از شهرها حادثه می آفرينند و از برخی شهرها می گذرند...
انعکاس یک
بعضی هنوز هم عمق فتنهای که اتفاق افتاد را متوجه نشدهاند و آن را موضوعی پیش پا افتاده میدانند که خیلی راحتتر از اینها میتوانست حل شود! شاید اگر با مدیریت و تدبیر بینظیر رهبر انقلاب، کمر این فتنهی عظیم نمیشکست، امروز نیاز به توضیحی در این باب نبود و همه آن را قبول داشتند! و قاعدتاً ما هم در این نوشته از «جمهوری اسلامی» با فعل ماضی بعید یاد می کردیم!
به نظر میرسد همین سرگردانی «خواص» در تشخیص مختصات این فتنه، بهترین دلیل است برای عمق و پیچیدگی آن. آفتاب آمد دلیل آفتاب! اجرای موبهموی دستورالعملهای مشخص انقلاب رنگی چیزی نیست که بتوان آن را اتفاقی دانست. آنچه بعد از انتخابات 22 خرداد رخ داد، مطابق همان سناریوی وارداتی و کاملاً قابل پیشبینی بود. چنانکه چند روز قبل از انتخابات در نامهای سرگشاده به مهندس موسوی، پس از برشمردن شواهد و قرائن اجرای این پروژهی آمریکایی در کشورمان، وقایع پس از انتخابات را پیشبینی کرده بودیم: «...مطالعهی پروژهی آمریکایی انقلاب مخملی در گرجستان و اوکراین، حاکی از تطابق نشانههای فوقالذکر با روند این انقلابها دارد. و حتی صحبتهایی از رابطهی برخی طراحان این برنامهها در کشور، با بنیاد آمریکایی سوروس -که مجری انقلابهای مخملی در جهان است- وجود دارد... جناب آقای مهندس موسوی! میتوان حدس زد که این فرایند چه هدفی را دنبال میکند و به کجا میانجامد. جریانی سعی دارد در صورتی که مردم ایران کسی جز جنابعالی را برای خدمت در مسند ریاستجمهوری دهم انتخاب نمایند، کشور را دچار آشوب و ناامنی کرده، و اهداف مخالفان نظام را تحقق بخشد... از شما که بارها پیروی خود از خط امام را اعلام نمودهاید، انتظار میرود با محکوم کردن اقدامات آشوبطلبانه این جریان، و نفی قاطعانهی القائات دشمن پیرامون عدم سلامت انتخابات، نگرانی موجود در بین ملت ایران را به طور کلی رفع نمایید. هرچند همه میدانند که نظام اسلامی امروز بسیار مستحکمتر از آن است که این قبیل اقدامات بتواند خللی در آن ایجاد کند» (نامه ی سرگشاده ی بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر - 19 خرداد 88).
دو - ماهیت
منشأ فتنه کجاست؟ و چه سیری را می پیماید؟
اِنَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اَهْواءٌ تُتَّبَعُ، وَ اَحْكامٌ تُبْتَدَعُ (نهج البلاغه / خطبه 50)
همواره آغاز پديد آمدن فتنه ها، پیروی از هوای نفس، و بدعت گذاری در احكام است.
...تَبْدَأُ فى مَدارِجَ خَفِيَّة، وَ تَؤُولُ اِلى فَظاعَة جَلِيَّة. شِبابُها كَشِبابِ الْغُلامِ، وَ آثارُها كَآثارِ السَّلامِ (نهج البلاغه / خطبه 151)
... [فتنه] به رهگذرهای ناپيدا درآيد، و به زشتی و رسوايی انجامد، آغازش چون دوران جوانی خوش و دلربا، و آثارش چون آثار باقيمانده بر سنگ خارا زشت و ديرپاست.
انعکاس دو
نامزد شکست خورده ی انتخابات در همان شب روز رأی گیری و قبل از آن که صندوق ها برای شمارش آرا باز شده باشند، خبرنگاران را دعوت، و -با کمال شگفتی- اعلام پیروزی قطعی در انتخابات می کند! روز بعد که آراء صندوق ها شمارش و اعلام می شوند، آشوب ها در تهران شروع می شود. اعلام ریز آراء صندوق ها -برای اولین بار در تاریخ انتخابات های کشور- فرصتی بی بدیل را فراهم می سازد برای شناسایی و رسیدگی به کوچک ترین ادعاهای تخلف. اما راه اعتراض قانونی را به صرفه نمی بینند! کلی گویی را پیش می گیرند که تنها چاره است برای مشخص نشدن واقعیت! حتی هنوز که چندماه از انتخابات گذشته، از شواهد دقیق و قابل بررسی ادعاهای تقلب و لیستی از این صندوق های مورد اعتراض خبری نیست. قبول نکردن شکست توسط کسی، انتقام از نظام به خاطر احساس بی آبرو شدن -درست یا غلط- توسط کسی، و... هواهای نفسانی است که قطعاً عاملی اساسی در این حوادث بوده است. اما این ها همه -دانسته یا ندانسته- قطعات پازل کسی دیگر بودند. «هوای بزرگ» را باید جای دیگری جستجو کرد؛ نزد «شیطان بزرگ»، که دشمنی اش با جمهوری اسلامی -این ثمره ی همه مجاهدت های انبیا و اولیا در طول تاریخ- امری است روشن و غیرقابل تردید. ریشه ی طراحی این سناریوی پیچیده را نیز باید در ظهور جمهوری اسلامی به عنوان قطب جدید قدرت در تعاملات جهانی جستجو کرد. ایران -این جوان سرکش در برابر حاکمان خودخوانده ی جهان- باید جوری متوقف می شد، چون علیرغم تمام فشارها و تحریم ها، در زورآزمایی پرونده ی هسته ای در برابر تمام قدرتمندان جهان، بدون عقب نشینی پیروز شده بود. زمین بازی اش دیگر نه خیابان های تهران، که عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین و آمریکای لاتین، و حتی خود آمریکا (مثلاً: دانشگاه کلمبیا) بود! تهدیدات جدی نظامی در سال 87 تسلیم اش نکرده بود. حتی اراده اش در جنگ غزه (دی ماه 87) بر اراده ی تمام «دنیا» چربیده بود؛ نبردی که –بعد از شکست سنگین در جنگ با حزب الله لبنان- در واقع دومین جنگ جهان غرب (و حکّام خائن عربی تابع شان) در این چند سال اخیر بود با شاخه ای از درخت انقلاب، پس از ناامیدی شان از امکان پیروزی در جنگ نظامی با تنه ی اصلی این درخت تنومند. همه ی این ها را اضافه کنید به پیشرفت های چشمگیر ایران در حوزه های مختلف، و نیز اقبال پیوسته ی ملت ایران در انتخابات های اخیر به جریاناتی که به آرمان های انقلاب اسلامی نزدیک تر و به دشمنی با مستکبران مصرترند. راهی دیگر برای مقابله با ایران باید تجربه می شد... موسسه ی تحقیقات استراتژیک دموکرات های آمریکا در گزارش خود پس از بررسی تفصیلی و دقیق تمام راه های ممکن، به سوال «Which Path to Persia?»، این طور جواب داد : «انقلاب مخملی»!
سه - فایده
... آمده اند پیش رسول خدا :
...وَمِنْهُمْ مَنْ یقُولُ ائْذَنْ لِی وَلَا تَفْتِنِّی (سوره توبه / آیه 49)
بعضی از آنها میگویند: «به من اجازه بده به جنگ نیایم ، و مرا با بردن در صحنه جهاد به فتنه مینداز!».
این حرف منافقان است! اما عالم را سنتی دیگر است:
أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَكُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْكَاذِبِینَ (سوره عنکبوت / آیات 2و3)
آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها میشوند و در فتنه (آزمایش) نخواهند شد؟! ما کسانی را که پیش از آنان بودند را مورد «فتنه» (آزمایش) قرار دادیم (و اینها را نیز امتحان میکنیم)؛ باید علم خدا درباره کسانی که راست میگویند و کسانی که دروغ میگویند تحقق یابد!
انعکاس سه
علمای لغت نوشته اند: «در اصل، فتنه به معني گداختن زر در بوته است براي به دست آوردن عيار آن». هر ماده را در آتش «فتنه»، آستانه ی تحملی است -چنان که هر انسان را-. طلای ناخالص را در آتش می برند تا ناخالصی هایش -که تاب کمتری دارند در مقابل حرارت- ذوب شوند و فلز، کوچک تر ولی خالص تر گردد. انقلاب اسلامی، طلای ناخالص زمانه است که این روند خالص سازی را در این 30 سال با سرعتی باورنکردنی طی کرده است. این صحنه های گوناگون و پشت سر هم فتنه، که مرحله به مرحله مقداری از ناخالصی های «چسبیده تر» به طلای انقلاب را از آن جدا کرد، گویی دوره ی فشرده ی روندی بوده به طول قرن ها. هر بار امتحانی پیچیده تر، آمیخته تر شدن باطل به حق، سخت تر شدن تشخیص ظاهر و باطن دین، سقوط عده ای از خواص، و بالا رفتن عیار طلای انقلاب. کمربندها را محکم ببندیم که این روند همچنان ادامه خواهد داشت. «با علی در بدر بودن شرط نیست، ای مسلمان نهروان در پیش رو ست»... جدا شدن عده ای از انقلاب، اقتضای فتنه است، و فتنه خود اقتضای گلچین شدن مردان ناب –بدون ناخالصی-، برای آن اتفاق بزرگ آخرالزمان که تمام هویت انقلاب اسلامی زمینه سازی برای آن است. فتنه را این طور هم باید دید؛ «او» منتظر بالا رفتن عیار ماست...
چهار - وظیفه
جبهه را باید شناخت، که شناختن اتفاقی که در فتنه می افتد، لازمه ی تعریف صحیح مبارزه ی مقتضی است؛
...فَتَزيغُ قُلُوبٌ بَعْدَ اسْتِقامَة، وَ تَضِلُّ رِجالٌ بَعْدَ سَلامَة، وَ تَخْتَلِفُ الاَْهْواءُ عِنْدَ هُجُومِها، وَ تَلْتَبِسُ الاْراءُ عِنْدَ نُجُومِها... (نهج البلاغه / خطبه 151)
...[در فتنه] قلب هايی پس از استواری می لغزند، و مردانی پس از درستی و سلامت، گمراه می گردند، و افكار و انديشه ها به هنگام هجوم اين فتنه ها پراكنده، و عقايد پس از آشكار شدن شان به شك و ترديد دچار می گردد...
انعکاس چهار
اعلام جنگ -مطابق قانون اساسی- از وظایف ولی فقیه و فرمانده کل قوا است. و بودن کشور در شرایط جنگی –جنگ نرم- اعلام شده است. دنبال صدای توپ و تانک نباشیم که جنگ نرم را مختصاتی دیگر است. باید همین سکوت را شنید و سرزمین های تسخیر شده توسط دشمن را آزاد کرد. کدام سرزمین؟ قلب ها و ذهن های جمعی از مردم. هر جا یقینی به شک تبدیل شده، هر جا محبتی به بغض، هر جا امیدی به یأس،...
این ویژه نامه ی نشریه ی انعکاس، به مثابه ی عملیاتی است در صحنه ی این جنگ نرم که برای آزادسازی بخشی از سرزمین اذهان و قلوبی که به تسخیر رسانه های دشمن درآمده، طراحی شده است؛ با تأسی از بزرگ بسیجی عرصه ی روشنگری و دفاع از ولایت –عمّار یاسر-، و با رمز عملیات «یا حق»!
------------------------------
* : این مطلب را برای ویژه نامه ی حوادث پس از انتخابات نشریه ی «انعکاس» بسیج دانشجویی امیرکبیر به عنوان سرمقاله نوشته بودم.
راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد ؛ که متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملتهای اسلامی مرز بین ”اسلام آمریکایی” و ”اسلام ناب محمدی” و اسلام پابرهنگان و محرومان، و اسلام مقدسنماهای متحجر و سرمایهداران خدانشناس و مرفهین بیدرد، کاملا مشخص نشده است. و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو فکر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سیاسی بسیار مهمی است، که اگر این کار توسط حوزههای علمیه صورت پذیرفته بود، به احتمال بسیار زیاد سید عزیز ما، عارف حسین، در میان ما بود. وظیفه همه علماست که با روشن کردن این دو تفکر ، اسلام عزیز را از ایادی شرق و غرب نجات دهند. البته خون این شهیدان عزیز تمامی خاک و خاشاکها را از مسیر اعتلای ارزشهای معنوی ریشهکن میسازد ، و همه مروجین باطل را به دریا میریزد.
- رهبر عزیز انقلاب:
چيزي که فتنه خوارج را بهوجود آورد و اميرالمؤمنين عليهالسّلام را آنطور زير فشار قرار داد و قدرتمندترين آدم تاريخ را آنگونه مظلوم کرد، نبودن تحليل سياسي در مردم بود واِلّا همه مردم که بيدين نبودند. تحليل سياسي نداشتند. يک شايعه دشمن مي انداخت؛ فوراً اين شايعه همه جا پخش ميشد و همه آن را قبول ميکردند!
يك روزى اينها تلاش كردند به بهانه جمهوريت، اسلاميت نظام را از بين ببرند و گفتند ما رأى آورديم پس بنابراين سكولاريزم بايد حاكم شود، ولى الان كاملا برعكس شده و مىخواهند با اسلاميت، جمهوريت را از بين ببرند، بدين ترتيب كه با اللهاكبر، ياحسين، رنگ سبز، مراجع عظام و... مىخواهند جمهوريت را ابطال كنند...
... حضرات به حجرههاى خودشان رفته و درها را بستهاند و «کن فى الفتنه کابن اللبون» مىخوانند. مقام معظم رهبرى در دیدار اخیر خبرگان محکم توى دهن اینها کوبید. اینها با حدیث امیرالمؤمنین به جنگ ولایت آمدهاند.
- وقتي نخبگان به تحليل مي رسند
تأملی بر شيوه نقشآفرینی دانشگاهیان و نخبگان در جريان هاي اجتماعي با نگاهي به انتخابات ریاستجمهوری دهم
- 6 اصل در مخاطب شناسی فرهنگی
تا خطوط کلی و نگرش های اساسی مان را درست درک نکرده باشیم، هر کار جزیی ای هرچند به ظاهر ضروری و خداپسند و جهادی و حیاتی، ممکن است بیهوده و غلط باشد.
- مناجات نامه اسلام آمریکایی!
الهی! اعوذ بک من الزهد
الهی! فقیر بودم، توانگرم کردی، اگر قرار بود ساده زندگی کنم اصلا توانگرم نمیکردی.
- اگر امروز می گویید نه غرب و نه شرق؛ چون امامتان فرمود نه بنی مروان، نه بنی عباس - آيت الله جوادی آملی
- پانورامای از خانه ی شهید چمران
- تصاویر منتشر نشده از دكتر سعید جلیلی
- دانلود : کلیپ «این عمار؟»- وبلاگ : هاشمی دیروز و امروز
- مناظره احمدی نژاد «شروع بی قانونی» بود؟
مگر آ.محصولی به خاطر پرونده ی نفت اردبیل در دادگاهی محکوم شده که آ.موسوی هرجا می رفت مطرح می کرد؟!
- حجت الاسلام سالک: اگر پرونده حادثه 8 شهریور باز شود پاي بهزاد نبوي گير است
- بسیجی نباید زنده بماند باید مثل همت و باکری برود زیر خاک تا واقعی باشد!
آنهایی که می خواهند اسم همت و باکری و شهدا را مثل خیلی چیزهای دیگر مصادره کنند بهتر است اول سری به وصیت نامه شهدا بزنند تا کمتر باعث خنده حضار شوند.
- قرآن را ورق بزنید و بخوانید
- یک عکس : مطمئنی نه غزه نه لبنان؟

***

***
شهوت این بی نمازان، نشئه ی انگور کیست؟
پرده دانان طریقت در صبوری سوختند
این صدای ناموافق زخمه ی تنبور کیست؟
شیخ بازیگوش ما از بس مرید خویش بود
عطسه ای فرمود و گفت این جمله ی مشهور کیست!
پنج استاد حقیقت حرف شان با ما یکی ست
راستی در پشت این دستورها دستور کیست؟
آب نوشان ادّعای خضر بودن می کنند
رنگ پیراهان اینان وصله ی ناجور کیست؟
دست این پاسور بازان هر که دل را داد باخت
دوستان چشم شما در انتظار سور کیست؟
دین و دل دادند یارانم در این شرب الیهود
شیخ ما در باده گم شد ، مست ما مستور کیست؟
این که خضرش خوانده اید، اسکندر مقدونی است
این که دریایش لقب دادید چشم شور کیست؟
این که بر آن گوش خود بستید، صور محشر است
این که شیطان می دمد دائم در آن شیپور کیست؟
آن که می زد روز و شب پیوسته لاف اختیار
این زمان ترس از که دارد؟ این زمان مجبور کیست؟
بعد طوفان جز کفی در کیسه ی امواج نیست
شاه ماهی های این دریا ببین در تور کیست!
(علیرضا قزوه - مهرماه ۱۳۸۸)
- امام خمینی (صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۲۹):
ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم…هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاه معرفی کنید، ننشینید که باز جایی را آتش بزنند … خط این بود که اصلاً آمریکا منسی (فراموش) شود ، یک دسته «مرگ بر شوروی» را مطرح کردند تا آمریکا منسی شود.
- رهبر عزیز انقلاب (88/07/02):
در جنگ روانى و آنچه كه امروز به او جنگ نرم گفته ميشود در دنيا، دشمن به سراغ سنگرهاى معنوى مىآيد كه آنها را منهدم كند؛ به سراغ ايمانها، معرفتها، عزمها، پايهها و اركان اساسى يك نظام و يك كشور؛
دشمن به سراغ اينها مىآيد كه اينها را منهدم بكند و نقاط قوت را در
تبليغات خود به نقاط ضعف تبديل كند؛ فرصتهاى يك نظام را به تهديد تبديل
كند. اين كارهائى است كه دارند ميكنند؛ در اين كار تجربه هم دارند، تلاش
هم زياد دارند ميكنند، ابزار فراوانى هم در اختيارشان هست. بايد ابعاد دشمن و ابعاد دشمنى را بدانيم تا بتوانيم بر او فائق بيائيم. البته ما مدد الهى داريم، كمك غيبى داريم بدون شك؛ اين را انسان دارد مشاهده ميكند؛ لكن ما مادامى كه هوشيارانه، آگاهانه در ميدان نباشيم، تدبير لازم را به كار نبريم، كمك الهى به سراغ ما نخواهد آمد.
داد میزنه این روزا، توی خیابون، فِری / بسیجی واقعی، همت بود و باکری / بسیجی واقعی، اونه که مرده باشه! / زنده اگر بمونه، باید تو خونه باشه!...
- از بني اسرائيل تا بني روحالله
ما ميتوانيم ديگر خواه باشيم و براي فلسطينيان کاري کنيم يا چراغي را که به مسجد الاقصي روا است به برجهاي مشيد تهران آويزان کنيم و در راهپيمايي روز قدس عليه قدس شعار دهيم.
- روایتی از چند رخداد صدر اسلام
در جریان درگیری های صدر اسلام به مواردی برمی خوریم که علیرغم قواعد شرعی و دستورات پیامبر اسلام، زنان و کودکان به قتل رسیده اند یا کسانی که خون شان حرمت داشته (نظیر قبیله ای مسلمان یا دارندگان امان نامه یا ...) جان خویش را از دست داده اند.
- کلاه سر همه تان گذاشتم و رفتم
آقای خمینی گفتند: “این ها مزخرف نیستن جوان! این ها چیزهایی است که ما باید می گفتیم و شما گفتید”

- برای دانلود: کلیپ «باران رحمت»
- حمید سوریان تهدید به مرگ شد / حميد سوريان خائن است و بايد اعدام شود!
یا امیرالمؤمنین چه بود آن اتفاقاتی که برای شما افتاد. باید به جنگ مقابل پسرعمو، برادر و پسرم بروم. باید بیایی در مقابل صداوسیمایی دفاع کنی که خودت قبلاً قبولش نداری. چون اگر بیاید آنجا و برود بالا و با همه عناصری که آنجا هستند، میکروفون را بگیرد، یک لحظه بگوید اینجا موج سبز است؛ انقلاب اسلامی و تهران به دست اشغالگران فتح شد و یا برنده میدانیم، می فهمی یعنی چه؟
- آیتالله صانعی به روایت اسناد
کنجکاو شدم که نظریات آیت الله صانعی بویژه در زمان تصدی دادستانی کل کشور درباره مسائل حکومتی،ولایت فقیه و اجرای احکام به چه صورتی بود.مستندات جالبی پیدا کردم که بدون هیچ اظهارنظری در اینجا میآورم.

- جرزن ها به بهشت نمی روند
مردم "صحیفه" نخوانده اند / ولی امام و انقلاب را خوب می شناسند / مردم عوامند / ولی دشمن را به اشتباه نمی گیرند /... / دیگر از عورت بی حیای عمروعاص هم کاری ساخته نیست...
- یادداشتی شخصی است: مرد
- رئيس قوه قضاييه: بايد مباني وارداتي حقوق بشر غرب را خنثي كنيم
- ناگفتههای شریعتمداری از مذاکرات ژنو
- اشارههايی از رهبر انقلاب درباره رسانههای بيگانه
من نمىخواهم آنچه را كه برايم رنجآور است، با افكار عمومى مطرح كنم؛ اما اين نكته كه آن روز گفتم داستان غمانگيزى است...

...احساسم از هر سه سخنراني دکتر داوری اردکانی اين بود كه ايشان ميل زيادي به گريز از لُب و مركز حرفش دارد. ايشان همزمان، هم به مركز حرفش تعلق خاطر دارد و هم از آن مي گريزد و واهمه دارد كه كسي او را به آن مركز، متعلق بداند.
- نقشدهی رادیکالی به منتظری و پیشبینی سرانجام فاشیستی برای سبزها
- شعار "الله اکبر" مارکسیستها ...+فیلم
- راهكارهاي دكتر ابراهيم فياض براي رسيدن به علوم انساني بومي؛ هرمنوتيك سهگانه ايراني
***

دستخط شهید آبشناسان
***

وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم
اصلیت ما را تو اگر می پرسی
از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!
ما لشگری از سلاح روسی داریم
هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم
این هفته فقط نیا عروسی داریم
از جور زمانه ما شکایت داریم
اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم
ما مشکلمان گرانی و بیکاریست
آقا به نبودنت که عادت داریم...
ما قیمت روز ارز را می دانیم
معیار بهای بورس در تهرانیم
فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است
هر روز دعای عهد را می خوانیم
صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو
از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو
آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط...
از آنچه که ما دوست نداریم نگو!
- امام خمینی (صحيفه امام، ج۱۰، ص۶۹):
در
مقابل حرفهايشان حرف بزنيد، در مقابل مقاله هايشان مقاله بنويسيد، در
مقابل سخنرانيهايشان سخنرانى كنيد... اينها هر كدامشان آمدند در دانشگاه
و گفتند، يك مطلبى را گفتند، برويد جلويش بگوييد: چه مىگوييد؟ يك وقت مىخواهد هياهو كند، كه اكثراً اينطورى هستند، اينها را سرانشان كه وادار مىكنند به هياهو،
جمع بشويد دورش بگوييد؛ آقا بنشين صحبتهايت را بكن. ببينيد هيچ صحبت
ندارد، فقط همين است كه يك تشنجى ايجاد كند و نگذارد دانشگاه باز بشود و نگذارد دانشگاه عمل خودش را انجام بدهد.
بدون اينكه با آنها جنگ و نزاع داشته باشيد، با آنها به اين نحو مقابله
كنيد. يا آنها اگر يك اجتماع صد نفرى، هزار نفرى، مىكنند، شما 10، 20
هزار نفر را اجتماع كنيد، مسائل خودتان را بگوييد، دعوا هم نكنيد... افراد خودتان را زياد بكنيد و ان شاء اللَّه موفق و مؤيد باشيد...
- رهبر عزیز انقلاب (دیدار اخیر با خبرگان - 2 مهر 88):
بعضیها در فضای فتنه، اين جملهی «كن فی الفتنه كابن اللبون لا ظهر فیركب و لا ضرع فیحلب» را بد ميفهمند و خيال ميكنند معنايش اين است كه وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در اين جمله اين نيست كه: «بكش كنار». اين معنايش اين است كه به هيچوجه فتنهگر نتواند از تو استفاده كند ؛ از هيچ راه. « لا ظهر فيركب و لا ضرع فیحلب » ؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب بايد بود.
در جنگ صفين ما از آن طرف عمار را داريم كه جناب عمار ياسر دائم مشغول سخنرانی است؛ اين طرف لشكر، آن طرف لشكر، با گروههای مختلف؛ چون آنجا واقعاً فتنه بود ديگر؛ دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند؛ فتنهی عظيمی بود كه عدهای مشتبه بودند. عمار دائم مشغول روشنگری بود؛ اين طرف ميرفت، آن طرف ميرفت، برای گروههای مختلف سخنرانی ميكرد ـ كه اينها ضبط شده و همه در تاريخ هست ـ از آن طرف هم عدهای ... در روايت دارد كه آمدند خدمت حضرت و گفتند: « يا اميرالمؤمنين انّا قد شككنا فی هذا القتال »؛ ما شك كرديم. ما را به مرزها بفرست كه در اين قتال داخل نباشيم! خوب، اين كنار كشيدن، خودش همان ضرعی است كه یُحلب؛ همان ظهری است كه يُركب! گاهی سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايستی روشنگری كنند؛ همه بايستی بصيرت داشته باشند.
- عبرت هاي "سيد حسين" براي "سيد حسن"مطمئناً سهم سيد حسن خميني يا زهرا اشراقي از امام خميني بيشتر از آن جانباز شيميايي که بيست سال در پس هرسرفه اي ياد خميني مي کند يا دانشجوي بسيجي جهادگري که به عشق امام و انقلاب در دورترين روستاهاي کشور به هموطنان محرومش خدمت مي کند، و يا آن روستايي و عشاير مناطق دورافتاده نيست.
- گزارشی از سخنرانی دکتر جواد لاریجانی در دانشگاه شریف + فیلم
- به سوی دریافتی تاریخی از مسأله « بدحجابی » (2)
در وضعیتی که موفقیت مادی به مثابه هدف محوری و دائر مدار زندگی اجتماعی تعریف و جامعه، بازاری بزرگ و مسابقه ای تمام نشدنی در کسب و نمایش ( مصرف ) ثروت تلقی شود، آیا این عجیب است که « موفق / برنده » ها ( ثروتمندان ) به شهروندان الگو و نیرو های اجتماعی « هنجار فرست » تبدیل شوند؟!
- اميري اسفندقه خطاب به خاتمي: طبع من از غزل گفته پشيمان شده است
خاتمي را به فصاحت غزلي گفتم ناب / که نشانش همه جا و به همه کس بدهد / ...طبع من از غزل گفته پشيمان شده است / برسانيد به او: شعر مرا پس بدهد
- در حاشيه بازي آزادي
حالا متصور شويد كه مربي تيم بازنده نپذيرد كه "بازي آزادي" را آن هم با فاصله 11 گل باخته است و خود را برنده بخواند و بگويد كه: «به نظرمن داور 3-4 صحنه مشكوك به پنالتي را براي تيم من نگرفته است» و هرچه كارشناسان مي گويند: «آن صحنه ها پنالتي نبود. اصلا پنالتي بود اصلا گل براي تيم شما، بازهم كه اختلاف 11 گل جبران نمي شود.»...
- جزيياتي از حوادث پس از انتخابات از زبان فرمانده سپاه محمد رسول الله(ص)
اين پايگاه داراي صدها قبضه اسلحه بود و از من پرسيدند چه کار کنيم من گفتم که از اين مکان نبايد اسلحه خارج شود، چون اگر اين اسلحه ها به دست اين افراد مي افتاد جنگ خياباني شديدي آغاز مي شد و معلوم نبود که چه اتفاقي خواهد افتاد.
- در مقابل فتنهگران چه شعارهايي بدهيم؟ + (شعارهای جدید در انتهای همین مطلب)
نیاز است تا خط انقلاب و مدافعان امام و ارزشهای انقلاب نیز به تناسب، شعارهای خود را تغییر دهند و تک آنها را با پاتک قویتر عملیات روانی پاسخ دهيم...
- روزهای آینده سعید حجاریان
شاید اگر سعید حجاریان چهره شناخته نشدهای بود، اصلاح طلبان پروژه طرد کردن وی را رقم میزدند...
- شعري از مقام معظم رهبري با عنوان مناجات ناشنوايان / دستخط آقا

- بادكنكهاي سبز در دانشگاه تهران تركيدند
- متولد دروغین ماه مهر
- بیانیه تحلیلی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم پیرامون تحول در علوم انسانی
- اعترافات یک لباس شخصی به همراه اسناد محرمانه!
- وقتی قهرمان دنیا و ایران از نظر بعضیها ضد ایرانی میشود!
- «حکم» رهبری در مورد عید فطر امسال + تکمیلی(سخنان اخیر رهبری)
- فوری// میرحسین موسوی توسط لباس شخصیها کشته شد
از آنجا که صدا و سیمای دروغگو حتما برای فریب مردم دست به ساخت برنامههای خیلی کثیف خواهد زد و شخصی را به نام میرحسین موسوی نشان خواهد داد تا جنبش سبز را نابود کند، پیشاپیش نکاتی را ذکر میکنیم...
- وزير جدید علوم: وظيفه داريم سطح سياسي دانشجويان را رشد دهيم
علم در جهان بيني اسلامي علاوه بر ساير ويژگيها، بستر دو سوال اساسي "چه كسي آفريد" و "براي چه آفريد" نيز هست.
پیغمبری دوباره مگر از در آمده
یا سامری به چهره ی پیغمبر آمده؟!
از آسمان مسیح به امداد ما رسید
یا از میان خاک یهودا برآمده؟!
از این مسیر سبز سلیمان انقلاب
آسیمه با نشانه انگشتر آمده
معلوم نیست شیفته یا تشنه از چه روست
با پای رفته بود ولی با سر آمده
بهر نجات خلق به امر خود خدا
از عرش مستقیم به این کشور آمده!
هر هفته سوره ای به جهان عرضه می کند
با این کتاب قصه قرآن سرآمده
از بین معجزات تمام پیمبران
با اژدهای شعله دم نه سر آمده
بنشسته تند و طرف کله هم نهاده ک
دیگر چه جای شبهه و شک٬ سرور آمده!
بنگر چه معنویتی آورده با خودش
تکبیر کی ز کاخ نشینان برآمده؟!
سوی نماز جمعه برای رضای حق
آمیخته به هم پسر و دختر آمده
ایران من! بشارت آزادی ات رسید
بار دگر ز باختر اسکندر آمده
در اردویی که رنگ سیادت لوای اوست
در حیرتم ز شام چرا لشکر آمده؟!
هر چند آشناست نمی دانمش چرا
با اجنبی به معرکه همسنگر آمده؟!
***
بیهوده نیست وحدت پیغمبران رنگ
حیدر به عزم قلعه خیبر درآمده
این لیلة المبیت و دم امتحان ماست
از هر قبیله توطئه را خنجر آمده
گشتند لشکر خس و خاشاک هم قسم
هیزم دوباره جمع به پشت در آمده
***
بر تندی ام مگیر که دست خودم نبود
آهی فسرده بود که از دل برآمده
(سید حسین شهرستانی)
بعد از ظهر یکی از دوستان دانشگاه شریفی پیامک زده بود که «به حول و قوه الهی در برنامه امروز جواد لاریجانی، هواداران موسوی در دانشگاه شکست سنگینی را متحمل شدند و عده زیادی با شعار "منافق واقعی، موسوی و خاتمی" به بیرون مشایعت شده، سالن هم پر ماند!». جواب داده بودم «اگر گزارش و عکس و فیلمش را در اینترنت منتشر نکنید، شب که چک میل کنی، می بینی که شکست سنگینی متحمل شده ایم!».


مرگ بر ديكتاتور
دولت كودتا استعفا استعفا
لازم به ذكر است كه تعداد بسيجي ها درداخل سالن 50 نفر بود .تعداد دانشجويان كه دربيرون محوطه در حال شعار دادن هستند در حال افزايش است.
-------------------------------------------
امروز یکشنبه مورخ 12/7/88 سالن اجتماعات دانشگاه شریف با شعارهای مرگ بر دیکتاتور دانشجویان بدلیل حضور جواد لاریجانی به تشنج کشیده شد. این در حالی است که بسیج با حمل پوسترهای خامنه ای در اقدامی خشونت آمیز به دانشجویان یورش برده و اعتراض دانشجویان به خارج از سالن دانشگاه کشیده شده است.
-------------------------------------------
به گزارش موج سبز آزادی، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با شعارهای مرگ بر دیکتاتور به استقبال تئوریسین هتاک حامی کودتا رفتند و سپس با خروج از سالن اجتماعات در مقابل این محل به سر دادن شعارهایی در اعتراض به وی پرداختند.
امروز محمدجواد لاریجانی در حالی در جمع دانشجویان دانشگاه شریف حاضر شد که سالن از صدای هو کردن دانشجویان به لرزه در آمده بود و دانشجویان بسیجی در اقدامی غیرمنتظره و در حالی که هیچ ابزاری برای ساکت نمودن خیل معترضین نداشتند شروع به دست زدن کردند.
-------------------------------------------
در پی برنامه سخنرانی ای که بسیح دانشجویی دانشگاه شریف با حضور محمد جواد لاریجانی در سالن جابربن حیان برگزار کرده بود دانشجویان معترض، اعتراض خود را نسبت به حضور وی در این دانشگاه با سر دادن شعارهایی ابراز کردند. به گزارش خبرنگار بامدادخبر، با شروع سخنرانی لاریجانی دانشجویان معترض که بیش از نیمی از جمعیت حاضر در سالن را تشکیل می دادند شعارهایی هم چون "دولت کودتا استعفا استعفا"، "مرگ بر دیکتاتور" و "یا حسین میرحسین" سر دادند و به نشانه اعتراض سالن سخنرانی را ترک کردند.

فیلم 1 فیلم 2 فیلم 3
فیلم هایی که از دوستان گرفتم را هم از اینجا:
فیلم 1 فیلم 2 فیلم 3

***

***
به نظر می رسد که دارند ابراز تشکر می کنند از شعارهای این ور
به قول سعدی : ببین که از که بریدی و با که پیوستی...
متن کتاب فقه و تئوری دولت آ.رحیم پور ازغدی را از اینجا می توانید دانلود کنید. 5 بخش است. فکر می کنم بخش دوم اش بیشتر به سوال مربوط شود.
قسمتی از مقدمه ی کتاب:
شيعه، قرنهاي مديد از صدر اسلام، علاوهبر موضع كلامي خود، به «انديشه سياسي» خاص شناخته شده است و اين بُعد، يعني وجود نظريه خاص شيعه در «فقه دولت»، بحدي برجسته بوده است كه گروهي مستشرقين و نيز مخالفين و يا تحليلگراني كه يكجانبه به صحنه نگريستهاند، تشيع را صرفاً نوعي جناحبندي سياسي در صدراسلام، و شيعه را تنها يك گروه سياسي ناميدند زيرا از ابتدا داراي موضع كاملاً مشخص در باب «نظرية دولت» بوده است. بنابراين بسيار عجيبتر و باورنكردنيتر خواهد بود اگر از سر ديگر اين افراط، كساني نيز شيعه و فقه شيعي را اساساً ملازم با هيچ نظرية خاص دربارة دولت و حكومت ندانند!! اگر كساني مكتب سياسي تشيع در باب "دولت" و فلسفة "قدرت" را بكلي مشتبه و متشابه و كاملاً اختلافي تلقي كرده و همواره دچار تطور بخوانند بحدي كه حتي در اصل «مشروعيت» و تحليل منشأ و توجيه آن - كه از امهات فقه سياسي است - نيز نظريات فقهي را تماماً مبهم و متعارض بدانند تا بتوانند خود دست به نظريه تراشي و نظريهبافيزده ونسبتهاي بيربط به فقهأ بدهند، اين دستكم، ناشي از ناشيگري و كمداني و فقدان آشنايي با زبان فقهأ مكتب و سوءفهم از تعابير آنان يا تقطيع عمدي كلمات و مثله سازي رسالههاي آنان است، اگر نيات بدتري در كار نباشد!
اگر كساني گمان و يا تلقين كنند كه شيعه تا همين صد يا صد و پنجاه سال قبل، اصولاً بحث فقهي درباب ولايت و امارت در قلمروي سياسي نداشته و پيشنهاد ويژهاي در اين مهمترين حوزة حيات اجتماعي، نكرده است، بيشك با فقه و تاريخ سياسي شيعه، آشنايي ندارند و يا قصد تحريف اين فقه و آن تايخ را دارند.
البته ممكن نيز هست كه چنين افرادي، سادگي نموده و صرفاً بدنبال الفاظي چون "رژيم سياسي" يا "كابينه" و "رئيس جمهور"!! در آثار فقهأ يا آيات و روايات گشته و آنها را نيافتهاند و سپس نتيجه گرفتهاند كه اساساً «فقه الدولة» و نظام سياسي در تفكر شيعي و ديني، سابقهاي نداشته است!!
اصولاً عالمی که معتقد به ولایت فقیه نباشد که نداریم! همه ی آقایان فتوا می دهند و خمس می گیرند و... و این به معنای اعتقاد به ولایت فقیه است. سر اصل ولایت فقیه که اختلاف نظری نیست. سر شئونش اختلاف نظراتی بوده. به قول یکی از اساتید:
راجع به نظر فقهای قبل از امام راجع به ولایت فقیه، به دو نکته باید توجه کنیم؛
1. محل اختلاف، حد و اندازهی ولایت فقیه بوده، نه اصلاش. بعضی، محدودهی بالایی برای ولایت فقیه قائل بودند و همهی شئون معصوم را شامل آن میدانستند. البته در بین فقهایی که برای ولایت فقیه حد بالایی قائل بودند، هم سر نحوهی حکومت اختلاف است. بعضی گفتهاند حکومت حصولی است. اگر شرایطاش بود، فقیه باید حکومت را به دست بگیرد. اما امام اعتقاد داشت حکومت، تحصیلی است.
2. به جامعهشناسی حکومت باید توجه کنیم:
§ قبلاً بهداشت و آموزش و... جزء حکومت نبوده. الآن درهمتنیدگی حوزهها زیاد شده. مثل قدیم نیست که حکومت فقط بعضی حوزهها مانند حفظ امینت را برعهده داشته باشد. امروز فقیه نمیتواند بگوید من به رسانه و آموزش و... کاری ندارم.
§ هرچه شیعه در جامعه بیشتر و قویتر میشود، در نظریههای فقها موضوع حکومت کردن فقیه جدیتر میشود. زمان شیخ توسی آنقدر شیعه دچار بحران بوده که به حکومت فکر نمیکرده! نه که نظریهی سیاسی شیعه این بوده.
مملکت جالبی داریم. اقلیت (آن هم نه همه ی اقلیت، بلکه درصد کمی از همان اقلیت) با پررویی در جامعه قداره کشی کرده و نظم عمومی را مختل می کنند. می خواهند جو سنگینی در جامعه درست کنند که دیگر افراد بترسند و حقایق را نگویند. جمع می شوند پشت در کلاس استاد فلسفه ی دانشگاه تهران که از قضا رأی اول مردم تهران در دو دوره ی اخیر است و با وقاحت به او می گویند «وکیل ضد ملت، خجالت خجالت!»، «حداد عادل، حامی قاتل». نمی دانم انتظامات دانشکده کجاست که با برخورد قاطع قانونی با این شرذمه ی قلیله، از حق اکثریت نجیب مردم (که جمعی از آنها سر کلاس درس استادشان نشسته اند) دفاع کند؟ مگر جنگل است که هرکس هر کاری دلش خواست بکند؟!
***
امروز خبر جالبی در رسانه های ترکیه دیدم (لینک لینک). اردوغان -نخست وزیر ترکیه- برای بازگشایی دانشگاه ها به دانشگاهی در شهر ازمیر (دانشگاه «نه ایلول») رفته بود. دو دانشجو می روند که پلاکاردی که روی آن نوشته شده بوده «دشمن جمهوریت، طیب اردوغان را در دانشگاه مان نمی خواهیم» را باز کنند. قبل از این که پلاکارد باز شود، بازداشت می شوند. یک دانشجو هم بلند می شود و می گوید «نابودکنندگان جمهوریت...» هنوز جمله اش تمام نشده، مأمورین دهنش را می بندند، بازداشت اش کرده و می برندش.
این حرف ها برای ما که بیش از چهار سال است اهانت های آقایان طرفدار دموکراسی به رئیس جمهور منتخب مردم را می بینیم، اصلاً توهین حساب نمی شود! و از این رفتار پلیس و اداره امنیت ترکیه تعجب می کنیم، اما در ترکیه کسی از چهار دانشجویی که به خاطر این اعتراض شان در بازداشت اداره ی امنیت به سر می برند، دفاع نمی کند. همه -از هر حزبی که باشند- می گویند به رئیس جمهور قانونی کشور توهین شده است...
ما بايد در صدور انقلابمان به جهان كوشش كنيم و تفكر اينكه ما انقلابمان را صادر نمىكنيم كنار بگذاريم، زيرا اسلام بين كشورهاى مسلمان فرقى قائل نمىباشد و پشتيبان تمام مستضعفين جهان است. از طرفى ديگر تمام قدرتها و ابر قدرتها كمر به نابودىمان بستهاند و اگر ما در محيطى در بسته بمانيم قطعاً با شكست مواجه خواهيم شد. ما بايد حساب مان را صريحا با قدرتها و ابر قدرتها يكسره كنيم و به آنها نشان دهيم كه با تمام گرفتارىهاى مشقت بارى كه داريم، با جهان برخوردى مكتبى مىنمائيم.
- رهبر عزیز انقلاب:
من الان به شما عرض ميكنم، اينها در نهايت شكست مي خورند؛ اما درجه ى بيدارى و هوشيارى من و شما ميتواند در ميزان خسارت و ضررى كه وارد ميكنند، تأثير بگذارد. اگر هوشيار باشيم، نمي توانند صدمه و ضررى بزنند. اگر غفلت كنيم، احساساتى بشويم، بىتدبير عمل كنيم، يا خواب بمانيم و اين جور عوارض به سراغمان بيايد، ضرر و زيان و هزينه بالا خواهد بود؛ ولو در نهايت موفق نخواهند شد.
...احساس میکنم بخاطر همه کارهایی که در این مدت انجام دادید خیلی بیشتر از قبل شما را دوست دارم. بخاطر همان پیام روز شنبهی پس از انتخاباتتان که ما بیست و پنج میلیون را در مقابل آنهمه آدم حسابی موجه که آن طرف بودند و میخواستند انتخابات را ابطال کنند، آدم حساب کردید، بخاطر این همه فشار که از ناحیه دوستان سابق تحمل کردید...
- حزب مشاركت، روي موج دروغ هاي زنجيره اي
نوروز در توجيه اين دروغ بافي خود نوشت: از آنجا كه نياكي به تنهايي زندگي مي كرد، پدر او از بستري شدن وي در بيمارستان مطلع نبوده است.
- دانلود: صحبت های سردار حاج سعید قاسمی در دیدار با مقام معظم رهبری
این «جبهه ی فرهنگی» دو عنصر اساسی را هم نیاز دارد: خط و مرکز فرماندهی...
- گزارشی از مواضع مراجع تقلید پیرامون عید فطر امسال
وقتی به جمع بندی نظرات آقایان توجه می کنم، یک نکته ی جالبی توجه ام را جلب می کند؛ مطابق آنچه ذکر شد، مراجع فوق الذکر را در سه دسته می توان ذکر کرد...
- ناسزا به پیامبر با پرچم سبز در نیویورک! / تا وقتی حرفت حرف امام باشد، همین آش است و همین کاسه!
صندلی های خالی سازمان ملل، خالی تر باد!
- ما آدمکشان چاقو کش شکنجه گر فاشیست
- بازخواني سناريوي ساختگي دستگيري عاطفه امام؛ چه كسي بايد پاسخگوي اين همه دروغپردازي باشد؟
- 5 حاشیه بر اعلام مشخصات دقیق 72 تن مشارکت!
- ترانه موسوي - نسخهي 2 / ماشين رسانهاي امپراتوري دروغ در ماجراي سعيده پورآقايي چه گفت؟+فيلم
- مانيفست براندازي - يك سند محرمانه از حزب مشاركت
...2-زمينه سازي قانوني براي اعتراض هاي پي درپي و حرمت شكنانه به رهبري به بهانه هاي گوناگون. 3- تلاش رسمي براي تضعيف جايگاه رهبر با پيشنهاد ايجاد يك «مركز ويژه» در مجلس خبرگان و قوه قضاييه براي دريافت شكايات از رهبري...
- سرلشكر جعفري و پرده ی ديگري از كودتاي مخملي
بزرگترين حادثه در طول تاريخ انقلاب كه ميتوانست محتواي انقلاب را تهديد كند، همين حوادث اخير بود كه در قالب انتخابات بروز كرد.
- آقای کروبی و ماجراهای مستندات ادعای تجاوز
- به سوی دریافتی تاریخی از مسأله «بدحجابی»
مقولۀ « بدحجاب های مذهبی » که تفاوت کلیدی میان مفهوم بدحجابی در دهه های 70 و 80 با دهه 60 هجری شمسی را توضیح می دهد، کلید مناسبی برای ورود به این دریافت است...
- رسايي: سيلي نظام به مهدي هاشمي مصونيت آقازادهها را از بين ميبرد
- پیش بینی ای که درست از آب در آمد: پیش بینی میزان رأي مثبت نمایندگان به وزرای پیشنهادی
- نقدي بر رفتار سران مجلس با رئيس جمهور - حیدر رحیم پور
راستي چرا مجلس پنجم يعني راستيهاي شكست خورده كه در اختيار همفكران بعضي از شما بود چنان در برابر دولت بنيانسوز و سكولار خاتمي، تسليم محض بودند و در همه چيز با او و وزيرانش، مماشات ميكردند، ولي اينك دولت 25 ميليوني احمدينژاد را، به هر بهانه و در هر فرصت، تحت فشار قرار ميدهيد و بهانههاي بنياسرائيلي ميگيريد؟!
- رمزگشایی رسایی از جعبه سیاه مواضع اخیر باهنر
چهکسی به مقام عالیرتبه با هدف ترغیب به حمایت از موسوی نامه نوشت؟/ چهکسی از طریق تابش برای خاتمی علیه احمدینژاد پیام میفرستاد؟
شعر آقای مشیری در کادر سمت چپ و پاسخ نگارنده به عقاید آقای شجریان در کادر سمت راست گنجانده شده و عبارات مشابه نیز در راستای یکدیگر قرار گرفته اند تا مطالعه و مقایسه ی شعرها آسان تر صورت پذیرد.
- ديپلماسی روباه
- تناقضات ديني برخي احكام فقهي!
معناي اين سخن آن است كه كسي با رعايت فقه رايج ميتواند «سعادتمند» باشد چرا كه حكمالله را رعايت نموده است هر چند كه حد بالاتري نيز وجود دارد كه بهتر است به آن توجه ورزد. حال اين سوال پيش ميآيد كه...
- برکات حوادث اخیر برای جمهوری اسلامی
لحظات سختی بر جمهوری اسلامی ایران می گذرد، همانند ساعات جانکاهی که بر تن رنجور بیمار از درد جراحی سپری می شود لکن این درد، درد مبارکی است.
- چند عکس؛
نگاه جالب هاشمی رفسنجانی
لبخند نزدن احمدی نژاد در دیدار با سفیر انگلیس

محمود احمدی نژاد پای تخته!

...به او گفتم: هلا
فرزند سعد ابن ابي وقاص، ابن سعد
در ابر خشك بي باران، خروش رعد ابن سعد
تو با پور بتول و نور چشمان رسول الله...
ابن سعد آيا / ابن سعد آيا...
تو با او...
ابن سعد آيا؟ ... آيا... ؟
تو با او جنگ خواهي كرد؟
و صحرا را به خونش رنگ خواهي كرد
ابن سعد آيا ...؟
حرّ بن يزيد آيا چه...!
آيا چه...؟
كه فرمانده است؟
كه فرمانده است حر!- غير از عبيدالله!
تو دستوري دگر داري
و پنهان مير مستوري دگر داري
شريح هاني از ما و تو كمتر درد دين دارد؟
علي نستود او را در قضا؟ قاضي چه كين دارد؟
حر! اينان، اين همه، بي دين و بي دردند؟
حميت مرده؟- حر!- آيا تمام كوفه نامردند؟
نه، حر ابن يزيد اي اولين سالار مي جنگيم
به قول شمر، تا يكسو شود اين كار مي جنگيم
به قول شمر، تا يكسو شود اين كار مي جنگيم
«به قول شمر» ، هم برهان مطبوعي ست
آري قول مشروعي است
من نمي گويم ولي ديدند
دوستداران علي ديدند
آن طرف بر عرش
بر كرسي، همان خون خدا، تنها
اين طرف تن ها و آهن ها
خيلي از من ها
خيل، كيل جوز و گندم نيست؛
كيل مرد و مردم نيست
خيل، كيل اسب و احشام است
كيل اهل كوفه
مردم شام است
كوفيان و شاميان چون چارپايان اشتر و اسبند
داغدار و نامدار عالم كسبند
باز گاهي چارپا هم زين خسان دور است
ذوالجناح و دلدل و يعفور مشهور است
در جهان، يكّه شناسان مركب نيكند
گرچه حيوانند/ با احوال انسان/ نيك نزديكند
مركب هر ناكس و كس نيستند اينان
خوب مي دانند زان كيستند اينان
آي آي اي خلق
نزديك است
راه دوست نزديك است
اين حسين است
اين همان خون خدا
اين اوست نزديك است
حضرت معشوق عاشق جوست
نزديك است
قبله آري قبله از اين سوست
نزديك است
سلام اي سبط سالار امين خاك تا افلاك
سلام اي خاندانت لايق لولاك
سلام اي پاك پور پاك
سلام اي قبله غمناك
گِردش بيشه اي از تاك
شگفتا كور و كافر قاتلانت جمله «بسم الله» مي گويند
محمّد را كه جد توست با حرمت «رسول الله» مي گويند
هم از كوثر هم از حيدر هم از قرآن و پيغمبر خبر دارند.
نه تنها خوب را بد را شنيدستند،
از بوزينه ي كافر خبر دارند و
از ابتر خبر دارند
بپرس از هر كه خواهي: «سبط اكبر كيست» مي داند
بگو: «جان پيمبر كيست» مي داند
بگو: «خون خدا فرزند حيدر كيست» مي داند
بگو: «مصباح انور كيست» مي داند
سلام اي حسن محض و محض حسن
اينك من آن زشتم
كه خار اولين را در طريق گلرخان كشتم
من آن خصمم كه سنگ فتنه را در راهتان هشتم
كنون باز آمدم زان سان كه هستم خاكم و خشتم
- نه، حر! سلطان عالم گفت: تو آزاده اي مردي
به راهت چشم حسرت داشت عالم تا كه برگردي
فرود آ مقدمت بادا مبارك آي قدري آب
هلا، آبش دهيد؛
اي حر! فرود آ، خسته اي، بشتاب...
لَقَدِ
ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَ قَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى
جَاء الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَ هُمْ كَارِهُونَ (آیه ی 48 سوره ی مبارکه ی توبه)
این فایل مجموعه مقالاتی است پیرامون ولایت فقیه که دوستان بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) زحمت تهیه آن را کشیده اند.
این فایل 550 صفحه ای، شامل 50 مصاحبه یا مقاله از اساتید مختلف، در 8 فصل است:
- مبانی نظری ولایت فقیه
- ولایت فقیه و حکومت اسلامی
- ولایت فقیه و مردم سالاری
- ولایت فقیه و انتخابات
- ولایت فقیه و جامعه مدنی
- ولایت فقیه و قانون اساسی
- ولایت فقیه و مجلس خبرگان رهبری
- روایت انتخاب
...قانون اساسى در جمهورى اسلامى كه ملاك و معيار و چهارچوب قوانين است، اعتبارش به خاطر قبول و تاييد ولى فقيه مى باشد، و الّا خبرگان پنجاه نفر، شصت نفر، صد نفر از هر قشرى، چه حقى دارند كه دور هم بنشينند و براى مردم مملكت و مردم جامعه قانون اساسى وضع كنند؟ ...او چون به خبرگان دستور داد كه بنشينند قانون اساسى بنويسند و او چون قانون اساسى را امضا كرد، قانون اساسى، قانون شد. حتى اصل نظام جمهورى اسلامى مشروعيتش به عنوان يك حكم از طرف ولى فقيه است. (1366/11/03)
...در آيه ى ديگرى مى فرمايد كه آن چه را كه پيغمبر به شما گفته از او بپذيريد و آن چه شما را از آن نهى كرد، از آن اجتناب كنيد. ظاهر اين آيه نشان مى دهد كه اين آيه خطاب به مؤمنينى است كه اصل وحى و دين خدا را قبول كرده اند و وحى خدا را از پيغمبر گرفته اند و آيات الهى و شرعى را پذيرفته اند. خدا به اين ها مى گويد كه هرچه پيغمبر گفته قبول كنيد. پس روشن است كه هر چه پيغمبر گفت، منظور احكام شرعى نيست. چون اين مردم به احكام شرعى ايمان آورده و به آن عمل هم كرده اند. آيه ي مذكور به مردم مى گويد كه اگر پيغمبر به شما حكمى و دستورى داد، اجراى كارى را خواست، دخالت در جان و نفس و مال شما كرد، شما بايد آن را قبول كنيد. يعنى همان حكم حكومتى و آن دخالت اجرايى در امور مردم. (1366/11/16)
خلاصه ی همه ی آنچه در روز قدس گذشت...




">