تبليغاتX
e-حدیث نفس
جمعه بیست و چهارم مهر 1388
چهار تأمل «انعکاسی» در باب فتنه

سال 1388 هجری شمسی... نه! سال 36 هجری قمری است! در آستانهی جنگ جمل. عدهای از صحابه و یاران قدیمی که به قدرت نرسیدهاند، «پیراهن عثمان» را عَلَم کردهاند برای انتقامجویی. ابوموسی اشعری -فرماندار کوفه- نمیخواهد وارد جنگ بین «دو گروه از مسلمین» شود و میگوید «باید از آن کناره گرفت»! امیر مومنان -علیهالسلام- در نامهای به او، شرایط زمانه و مختصات فتنه را تبیین میکند: 

...مَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى اَلَّتِي تَرْجُو وَ لَكِنَّهَا اَلدَّاهِيَةُ اَلْكُبْرَى يُرْكَبُ جَمَلُهَا وَ يُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَ يُسَهَّلُ جَبَلُهَا فَاعْقِلْ عَقْلَكَ وَ اِمْلِكْ أَمْرَكَ وَ خُذْ نَصِيبَكَ وَ حَظَّكَ فَإِنْ كَرِهْتَ فَتَنَحَّ إِلَى غَيْرِ رَحْبٍ وَ لاَ فِي نَجَاةٍ.(نهج البلاغه / نامه 63)

...حوادث جاری کشور آنچنان آسان نیست که تو فکر می‏کنی، بلکه حادثهی بسیار بزرگی است که باید بر مرکبش سوار شد، و سختی‏های آن را هموار کرد، و پیمودن راه‏های سخت و کوهستانی آن را آسان نمود، پس فکرت را بهکار گیر، و مالک کار خویش باش، و سهم و بهره‏ات را بردار، اگر همراهی با ما را خوش نداری کناره گیر، بیآنکه مورد ستایش قرارگیری یا رستگار شوی...

 

یک - وجود

قدیمها هم عدهای تحلیلها و هشدارهای بصیرتمند را توهم توطئه میدانستند!

...اِنَّ الْفِتَنَ اِذا اَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ، وَ اِذا اَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ. يُنْكَرْنَ مُقْبِلات، وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرات. يَحُمْنَ حَوْمَ الرِّياحِ، يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً... (نهج البلاغه / خطبه 93)

...فتنه ها آنگاه كه روی آورند با حق شباهت دارند، و چون پشت كنند حقيقت چنانكه هست، نشان داده می شود، فتنهها چون میآيند شناخته نمیشوند، و چون میگذرند، مورد شناسايی قرار میگيرند، فتنهها چون گردبادها میچرخند، از همه جا عبور میكنند، در بعضی از شهرها حادثه میآفرينند و از برخی شهرها میگذرند...

 

انعکاس یک

بعضی هنوز هم عمق فتنهای که اتفاق افتاد را متوجه نشدهاند و آن را موضوعی پیش پا افتاده میدانند که خیلی راحتتر از اینها میتوانست حل شود! شاید اگر با مدیریت و تدبیر بینظیر رهبر انقلاب، کمر این فتنهی عظیم نمیشکست، امروز نیاز به توضیحی در این باب نبود و همه آن را قبول داشتند! و قاعدتاً ما هم در این نوشته از «جمهوری اسلامی» با فعل ماضی بعید یاد میکردیم!

به نظر میرسد همین سرگردانی «خواص» در تشخیص مختصات این فتنه، بهترین دلیل است برای عمق و پیچیدگی آن. آفتاب آمد دلیل آفتاب! اجرای موبهموی دستورالعملهای مشخص انقلاب رنگی چیزی نیست که بتوان آن را اتفاقی دانست. آنچه بعد از انتخابات 22 خرداد رخ داد، مطابق همان سناریوی وارداتی و کاملاً قابل پیشبینی بود. چنانکه چند روز قبل از انتخابات در نامهای سرگشاده به مهندس موسوی، پس از برشمردن شواهد و قرائن اجرای این پروژهی آمریکایی در کشورمان، وقایع پس از انتخابات را پیشبینی کرده بودیم: «...مطالعه‌ی پروژه‌ی آمریکایی انقلاب مخملی در گرجستان و اوکراین، حاکی از تطابق نشانه‌های فوق‌الذکر با روند این انقلاب‌ها دارد. و حتی صحبت‌هایی از رابطه‌ی برخی طراحان این برنامه‌ها در کشور، با بنیاد آمریکایی سوروس -که مجری انقلاب‌های مخملی در جهان است- وجود دارد... جناب آقای مهندس موسوی! می‌توان حدس زد که این فرایند چه هدفی را دنبال می‌کند و به کجا می‌انجامد. جریانی سعی دارد در صورتی که مردم ایران کسی جز جنابعالی را برای خدمت در مسند ریاست‌جمهوری دهم انتخاب نمایند، کشور را دچار آشوب و ناامنی کرده، و اهداف مخالفان نظام را تحقق بخشد... از شما که بارها پیروی خود از خط امام را اعلام نموده‌اید، انتظار می‌رود با محکوم کردن اقدامات آشوب‌طلبانه این جریان، و نفی قاطعانه‌ی القائات دشمن پیرامون عدم سلامت انتخابات، نگرانی موجود در بین ملت ایران را به طور کلی رفع نمایید. هرچند همه می‌دانند که نظام اسلامی امروز بسیار مستحکم‌تر از آن است که این قبیل اقدامات بتواند خللی در آن ایجاد کند» (نامهی سرگشادهی بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر - 19 خرداد 88).

 

دو - ماهیت

منشأ فتنه کجاست؟ و چه سیری را میپیماید؟

اِنَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اَهْواءٌ تُتَّبَعُ، وَ اَحْكامٌ تُبْتَدَعُ (نهج البلاغه / خطبه 50)

همواره آغاز پديد آمدن فتنهها، پیروی از هوای نفس، و بدعتگذاری در احكام است.

...تَبْدَأُ فى مَدارِجَ خَفِيَّة، وَ تَؤُولُ اِلى فَظاعَة جَلِيَّة. شِبابُها كَشِبابِ الْغُلامِ، وَ آثارُها كَآثارِ السَّلامِ (نهج البلاغه / خطبه 151)

... [فتنه] به رهگذرهای ناپيدا درآيد، و به زشتی و رسوايی انجامد، آغازش چون دوران جوانی خوش و دلربا، و آثارش چون آثار باقيمانده بر سنگ خارا زشت و ديرپاست.

 

انعکاس دو

نامزد شکستخوردهی انتخابات در همان شب روز رأیگیری و قبل از آنکه صندوقها برای شمارش آرا باز شده باشند، خبرنگاران را دعوت، و -با کمال شگفتی- اعلام پیروزی قطعی در انتخابات میکند! روز بعد که آراء صندوقها شمارش و اعلام میشوند، آشوبها در تهران شروع میشود. اعلام ریز آراء صندوقها -برای اولین بار در تاریخ انتخاباتهای کشور- فرصتی بیبدیل را فراهم میسازد برای شناسایی و رسیدگی به کوچکترین ادعاهای تخلف. اما راه اعتراض قانونی را به صرفه نمیبینند! کلیگویی را پیش میگیرند که تنها چاره است برای مشخص نشدن واقعیت! حتی هنوز که چندماه از انتخابات گذشته، از شواهد دقیق و قابل بررسی ادعاهای تقلب و لیستی از این صندوقهای مورد اعتراض خبری نیست. قبول نکردن شکست توسط کسی، انتقام از نظام به خاطر احساس بیآبرو شدن -درست یا غلط- توسط کسی، و... هواهای نفسانی است که قطعاً عاملی اساسی در این حوادث بوده است. اما اینها همه -دانسته یا ندانسته- قطعات پازل کسی دیگر بودند. «هوای بزرگ» را باید جای دیگری جستجو کرد؛ نزد «شیطان بزرگ»، که دشمنیاش با جمهوری اسلامی -این ثمرهی همه مجاهدتهای انبیا و اولیا در طول تاریخ- امری است روشن و غیرقابل تردید. ریشهی طراحی این سناریوی پیچیده را نیز باید در ظهور جمهوری اسلامی به عنوان قطب جدید قدرت در تعاملات جهانی جستجو کرد. ایران -این جوان سرکش در برابر حاکمان خودخواندهی جهان- باید جوری متوقف میشد، چون علیرغم تمام فشارها و تحریمها، در زورآزمایی پروندهی هستهای در برابر تمام قدرتمندان جهان، بدون عقبنشینی پیروز شده بود. زمین بازیاش دیگر نه خیابانهای تهران، که عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین و آمریکای لاتین، و حتی خود آمریکا (مثلاً: دانشگاه کلمبیا) بود! تهدیدات جدی نظامی در سال 87 تسلیماش نکرده بود. حتی ارادهاش در جنگ غزه (دی ماه 87) بر ارادهی تمام «دنیا» چربیده بود؛ نبردی که –بعد از شکست سنگین در جنگ با حزبالله لبنان- در واقع دومین جنگ جهان غرب (و حکّام خائن عربی تابعشان) در این چند سال اخیر بود با شاخهای از درخت انقلاب، پس از ناامیدیشان از امکان پیروزی در جنگ نظامی با تنهی اصلی این درخت تنومند. همهی اینها را اضافه کنید به پیشرفتهای چشمگیر ایران در حوزههای مختلف، و نیز اقبال پیوستهی ملت ایران در انتخاباتهای اخیر به جریاناتی که به آرمانهای انقلاب اسلامی نزدیکتر و به دشمنی با مستکبران مصرترند. راهی دیگر برای مقابله با ایران باید تجربه میشد... موسسهی تحقیقات استراتژیک دموکراتهای آمریکا در گزارش خود پس از بررسی تفصیلی و دقیق تمام راههای ممکن، به سوال «Which Path to Persia?»، این طور جواب داد : «انقلاب مخملی»!

 

سه - فایده

... آمدهاند پیش رسول خدا :

...وَمِنْهُمْ مَنْ یقُولُ ائْذَنْ لِی وَلَا تَفْتِنِّی (سوره توبه / آیه 49)

بعضی از آنها میگویند: «به من اجازه بده به جنگ نیایم ، و مرا با بردن در صحنه جهاد به فتنه مینداز!».

این حرف منافقان است! اما عالم را سنتی دیگر است:

أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَكُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یفْتَنُونَ  وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْكَاذِبِینَ (سوره عنکبوت / آیات 2و3)

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها میشوند و در فتنه (آزمایش) نخواهند شد؟!  ما کسانی را که پیش از آنان بودند را مورد «فتنه» (آزمایش) قرار دادیم (و اینها را نیز امتحان میکنیم)؛ باید علم خدا درباره کسانی که راست میگویند و کسانی که دروغ میگویند تحقق یابد!

 

انعکاس سه

علمای لغت نوشتهاند: «در اصل، فتنه به معني گداختن زر در بوته است براي به دست آوردن عيار آن». هر ماده را در آتش «فتنه»، آستانهی تحملی است -چنانکه هر انسان را-. طلای ناخالص را در آتش میبرند تا ناخالصیهایش -که تاب کمتری دارند در مقابل حرارت- ذوب شوند و فلز، کوچکتر ولی خالصتر گردد. انقلاب اسلامی، طلای ناخالص زمانه است که این روند خالصسازی را در این 30 سال با سرعتی باورنکردنی طی کرده است. این صحنههای گوناگون و پشت سر هم فتنه، که مرحله به مرحله مقداری از ناخالصیهای «چسبیدهتر» به طلای انقلاب را از آن جدا کرد، گویی دورهی فشردهی روندی بوده به طول قرنها. هر بار امتحانی پیچیدهتر، آمیختهتر شدن باطل به حق، سختتر شدن تشخیص ظاهر و باطن دین، سقوط عدهای از خواص، و بالا رفتن عیار طلای انقلاب. کمربندها را محکم ببندیم که این روند همچنان ادامه خواهد داشت. «با علی در بدر بودن شرط نیست، ای مسلمان نهروان در پیش رو ست»... جدا شدن عدهای از انقلاب، اقتضای فتنه است، و فتنه خود اقتضای گلچین شدن مردان ناب –بدون ناخالصی-، برای آن اتفاق بزرگ آخرالزمان که تمام هویت انقلاب اسلامی زمینهسازی برای آن است. فتنه را این طور هم باید دید؛ «او» منتظر بالا رفتن عیار ماست...

 

چهار - وظیفه

جبهه را باید شناخت، که شناختن اتفاقی که در فتنه میافتد، لازمهی تعریف صحیح مبارزهی مقتضی است؛

...فَتَزيغُ قُلُوبٌ بَعْدَ اسْتِقامَة، وَ تَضِلُّ رِجالٌ بَعْدَ سَلامَة، وَ تَخْتَلِفُ الاَْهْواءُ عِنْدَ هُجُومِها، وَ تَلْتَبِسُ الاْراءُ عِنْدَ نُجُومِها... (نهج البلاغه / خطبه 151)

...[در فتنه] قلبهايی پس از استواری میلغزند، و مردانی پس از درستی و سلامت، گمراه میگردند، و افكار و انديشهها به هنگام هجوم اين فتنهها پراكنده، و عقايد پس از آشكار شدنشان به شك و ترديد دچار میگردد...

 

انعکاس چهار

اعلام جنگ -مطابق قانون اساسی- از وظایف ولی فقیه و فرمانده کل قوا است. و بودن کشور در شرایط جنگی –جنگ نرم- اعلام شده است. دنبال صدای توپ و تانک نباشیم که جنگ نرم را مختصاتی دیگر است. باید همین سکوت را شنید و سرزمینهای تسخیر شده توسط دشمن را آزاد کرد. کدام سرزمین؟ قلبها و ذهنهای جمعی از مردم. هر جا یقینی به شک تبدیل شده، هر جا محبتی به بغض، هر جا امیدی به یأس،...

این ویژهنامهی نشریهی انعکاس، به مثابهی عملیاتی است در صحنهی این جنگ نرم که برای آزادسازی بخشی از سرزمین اذهان و قلوبی که به تسخیر رسانههای دشمن درآمده، طراحی شده است؛ با تأسی از بزرگ بسیجی عرصهی روشنگری و دفاع از ولایت –عمّار یاسر-، و با رمز عملیات «یا حق»!


-------------------------------------------

* : این مطلب را برای ویژه نامه ی حوادث پس از انتخابات نشریه ی «انعکاس» بسیج دانشجویی امیرکبیر به عنوان سرمقاله نوشته بودم.

نوشته شده توسط محمد در 10:58 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388
«از چی دفاع می کنی؟» - فرق حمایت فی الجمله و بالجمله!

مطلب زیر را در جواب به انتقاد دوستی به این مطلبم نوشته بودم:

1- یکی از دوستان بعد از این مطلب، ایمیل خصوصی زده بود که «محمد از چی دفاع می کنی؟». جواب خصوصی (!) نوشته بودم:

از خیلی چیزها دفاع می کنم! از میلیون ها بسیجی. از بهترین موجودات روی زمین. از 8 شهید و 300 مجروح بسیجی، که حتی ماها هم عیادتی ازشان نکردیم. از هزاران نیروی مخلص که خطر را به جان خریدند و آمدند در میدان که امام شان تنها نماند. از کسانی که دشمن بهشان حمله می کند -و دشمن خوب می داند که به کجا باید حمله کند (اعلام کرده بودند که چون بسیج بود، پروژه مان به نتیجه نرسید)-. از کسانی که غبطه می خورم بهشان که توشه شان را با باتوم از این سفره ی باشکوه برداشتند و من بدبخت باز هم عقب ماندم و تماشاچی شدم تا خجالت بکشم از گفتن یا لیتنی کنت معک! از کسانی که اگر نبودند، نظام نبود، و الان ما به جای این که بنشینیم بررسی کنیم کارهای اشتباه شان را (که منکرش نیستم)، باید فجایع عظیم را مورد بحث قرار می دادیم -البته اگر این قدر بی غیرت بودیم که زنده مانده بودیم-. از کسانی که هیچ کس ازشان دفاع نمی کند. من که آبرویی نداشتم و امروز هم بیشتر ندارم. اگر هم چیزی هست، بگذار بریزم اش به پای این ها؛ با همه ی اشتباهات شان، با وجود آن تعداد کم عقده ای ها که بین شان بودند، با این که...

2- این موضع بسیج دانشجویی نسبت به اتفاقات کوی دانشگاه است (بیانیه ی 28 خرداد، قبل از نمازجمعه ی آقا). این قدر روشن هست که به توضیح من نیاز نباشد:
حوادث اخیر کوی دانشگاه –که در آن اعتراضات معمول قشر دانشگاهی و انتقادات ایشان از سوی عده ای خاص و با مقاصد ویژه به سمت آشوب و درگیری هدایت شد، از سوی همه ی دانشجویان و خصوصاً بسیج دانشجویی محکوم است. همچنین مقابله ی عده ای خودسر که با ظواهری مذهبی و خارج از قانون به چنین فضایی دامن زدند و به جمعی از دانشجویان حمله بردند، عملی زشت، غیر قانونی و خارج از چارچوب  ارزش های بسیج می باشد. همانطور که مقام معظم رهبری (مدظله) اشاره فرمودند، کسانی که اصرار به مجادله و درگیری و اغتشاش داشته باشد حتماً یا خائن اند یا بسیار غافل.
بسیج دانشجویی اعلام می دارد که در کنار سایر دانشجویان و نهادهای قانونی برای برقراری آرامش و امنیت ایستاده و خواستار آن است که تمامی مسببین این جریان - از آغاز کنندگان و خط دهندگان خارج از دانشگاه آن، از عده ای دانشجونما و اغتشاش گر و همچنین تمامی مجریان خودسر آن- محکوم شده و بر اساس ضوابط، به سزای اعمال خود برسد تا بار دیگر دانشگاه شاهد حوادث تلخ و ناگوار نباشد و همچون گذشته به کانونی برای آرامش، علم اندوزی و نقد و نظر تبدیل گردد.

3- موضوع، حمایت از اصل بسیج است و عموم بسیجیان. و اتفاقاً آنچه که امروز از طرف دشمن و دنباله روهای داخلی اش -دانسته یا نادانسته- مورد هدف قرار گرفته هم دقیقاً همین اصل است. وگرنه بحث این نیست که معدود کسانی که در لباس بسیجی (چه واقعاً عضو بسیج بوده اند و چه نبوده اند) تعدی کرده اند، کار خوبی کرده اند! بحث این است که نباید اصل و کلیت را زد. به تعبیر عربی، این حمایت، «فی الجمله» است، نه «بالجمله». این بار هم مثل همیشه، بسیج بود که انقلاب را نجات داد. گری سیک را که لازم نیست معرفی کنم! بعد از این ماجراها در مقاله ای نوشته بود «مرکز ثقل حکومت ایران بسیج است. تا اپوزوسیون به این نقطه فشار نیاورد و بسیج را به طور موثر و کارا از صحنه خارج نکند، هیچ کاری به نتیجه نمی رسد». لازم نیست از اشراف و قوت تحلیل مشاور سابق امنیت ملی آمریکا بگویم، اما برای دیدن تسلط اش به اوضاع ایران، بد نیست یک بند دیگر از همین مقاله اش را هم ذکر کنم:
...اپوزيسيون بايد در آرامگاه آيت‌الله خميني ‏(‏ره)‏، بست بنشينند. جداي از موسوي و همسرش، شماري از افراد كه صلاحيت‌اشان در هاله‌اي از شك و ترديد قرار دارد و كساني كه طي 2 دهه گذشته در عرصه سياست فعال نبودند، بايد به اين حركت بپيوندند‏.‏ عليرضا بهشتي، همسر شهيد رجايي، همسر شهيد همت، برخي از اعضاي خانواده آيت الله خميني از جمله حسن، زهرا (عمه‌اش) و علي اشراقي (نوه آيت‌الله خميني)، از جمله اسامي هستند كه به ذهن من مي آيد‏.‏ حتي، علي مطهري را نيز بايد به پيوستن به اين حركت ترغيب كرد‏.

4- دو هفته پیش یکی از دوستان به مطلبی که نوشته بودم، نقدی نوشته بود؛ در قسمتی از جوابم نوشته بودم:
اگر دیگران فقط نگران بودند که برخوردها شدید است، رفقای ما این قدر دغدغه داشتند که وارد صحنه شدند برای این که تا جای ممکن از برخوردهای شدید خودی ها جلوگیری کنند و با شدت عمل کمتری آشوب ها را بخوابانند و در این راه هم کم هزینه ندادند.
یک نمونه اش امیرداود بود که خبرش را در سایت بسیج زده بودیم، اما به درخواست خودش برداشتیم. البته خبرش در برنا هنوز هست.

5- به نظرم، ماجرایی که در کشور اتفاق افتاد، مقیاس بزرگ آن چیزی بود که در تدفین شهدای دانشگاه مان اتفاق افتاد. (کلاً اعتقاد جدی دارم که اهل «عمل» بودن، بر قدرت تحلیل و فهم انسان هم تأثیر مثبت می گذارد. بعضی چیزها هستند که مطالعه کردنی نیستند و آدم باید با تمام وجود لمس شان کرده باشد، تا قدرت تحلیل اش بالا برود). برای باشکوه برگزار شدن تدفین شهدا مان خیلی تلاش کرده بودیم، و این هم به لطف خدا محقق شد. ما می خواستیم کوچک ترین درگیری ای صورت نگیرد، و از یک هفته قبل تا ظهر روز تدفین، با تدبیر و تلاش، موفق شده بودیم یک فضای بسیار خوب را در دانشگاه حاکم کنیم. اما روز تدفین -در قسمت های دور از محل تدفین- بعضاً کنترل اوضاع از دست مان خارج شد، و در برخورد با کسانی که می خواستند برنامه را به هم بزنند، زیاده روی هایی شد که درست نمی دانستیم شان. و از این خیلی ناراحت شدیم. حتی یادم است شلوغی ها که تقریباً تمام شد، نشستم گوشه ای گریه کردم! اما گزارش های اتفاقات روز تدفین را که جمع آوری کردیم، و همه ی عکس ها و فیلم ها را دیدیم، نظر همه (در جلسه ی نقد) این بود که مجموع سوتی های خودی ها، در مقابل آن چه اتفاق افتاد، خیلی کوچک بوده. یک عده اولاً موضعی ناحق و غیرقانونی داشته اند. ثانیاً با زور می خواسته اند در برنامه ی قانونی دانشگاه اخلال ایجاد کنند، ثالثاً دو طرف، هم زده اند و هم خورده اند، و تازه در اکثر صحنه ها هم تقصیر با مخالفین بوده.

6- تأکید بر غیرقابل مقایسه بودن اشکالات دو طرف، به معنی بی خیال شدن اشکالات خودی ها نیست. قبلاً هم در نامه ای نوشته بودم:
اگر دوستان یک پرونده سازی خوب راجع به اشکالات هریک از ارگان های نظام بکنند ("هر یک از ارگان ها"، یعنی حداقل یک ارگان)، تلاش خواهیم کرد (به عنوان مجموعه ی بسیج امیرکبیر) برای مطالبه از مسئولین آن نهاد، و انتقال انتقادات و شنیدن پاسخ هاشان در قالب جلسه ی خصوصی، و در صورت لزوم، کارهای دیگر. بسم الله...

7- من هم -ذاتاً- دوست دارم هرکس که در کوی ریخته، در ملأ عام محاکمه شود. اما عدالت حکم می کند که تبعیضی قائل نشویم و همه ی مجرمین حوادث بعد از انتخابات -طبق قانون مجازات اسلامی مان که برگرفته از شرع مقدس است- محاکمه و مجازات شوند. آن وقت باید چوبه های دار را بر پا کنیم. آن وقت، قبل از کسانی که در کوی ریخته اند، باید احکام شرع در قبال برخی چهره های مشهور سیاسی اجرا شود. باز هم با محاکمه ی مجرمین موافقید؟ جامعه ظرفیتش را دارد؟
از سیخ داغ عقیل گفتید، و این که امیر مومنان -سلام الله علیه- مجرمان را بی ملاحظه در ملأ عام مجازات می کردند. باید عرض کنم همیشه چنین نبوده! حضرت هم مصلحت امت را در نظر  می گرفته، و ظرفیت جامعه را لحاظ می کرده اند. مثلاً حضرت، قاتلان عثمان را -با این که آن ها را محکوم و مجرم می دانست-، به خاطر این که جامعه ظرفیتش را نداشت، مجازات نکرد. بعد از آن که طلحه و زبیر فتنه ی جمل را کلید زدند، عده ای از اصحاب آمدند پیش حضرت و گفتند کاش کسانی که عثمان را کشتند را مجازات می کردید، تا اصحاب جمل بهانه ای برای نقض بیعت نداشته باشند! حضرت هم گفتند در شرایط فعلی جامعه، نمی توانم قاتلان عثمان را مجازات کنم:
إِنَّ اَلنَّاسَ مِنْ هَذَا اَلْأَمْرِ -إِذَا حُرِّكَ- عَلَى أُمُورٍ... اگر براى كيفر دادنشان حركتى آغاز شود، مردم به چند دسته تقسيم مى شوند... فِرْقَةٌ تَرَى مَا تَرَوْنَ وَ فِرْقَةٌ تَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ وَ فِرْقَةٌ لاَ تَرَى هَذَا وَ لاَ ذَاكَ... گروهى خواسته هاى شما را دارند، و عده اى بر خلاف شما فكر مى كنند، و گروهى نه اين را مى پسندند و نه آن را... فَاصْبِرُوا حَتَّى يَهْدَأَ اَلنَّاسُ وَ تَقَعَ اَلْقُلُوبُ مَوَاقِعَهَا وَ تُؤْخَذَ اَلْحُقُوقُ مُسْمَحَةً... پس صبر كنيد تا مردم آرام شوند، و دلهاى مضطرب در جاى خود قرار گيرد، و حقوق از دست رفته با مدارا گرفته شود... فَاهْدَءُوا عَنِّي وَ اُنْظُرُوا مَا ذَا يَأْتِيكُمْ بِهِ أَمْرِي... اكنون مرا آسوده گذاريد، و در انتظار فرمان من باشيد... وَ لاَ تَفْعَلُوا فَعْلَةً تُضَعْضِعُ قُوَّةً وَ تُسْقِطُ مُنَّةً وَ تُورِثُ وَهْناً وَ ذِلَّةً...كارى نكنيد كه قدرت ما را تضعيف كند، اقتدار امت ما را متزلزل سازد و سستى و زبونى به بار آورد.
لازم به ذکر نیست (!) که جملات بالا را صرفاً به منظور نشان دادن امری کلی (رد ادعای ملاحظه نداشتن حضرت در مجازات مجرمین) بیان کردم، وگرنه این که این ملاحظات چه شرایطی دارد و آیا با شرایط فعلی جامعه تطبیق دارد یا نه، محتاج اجتهاد و اشراف بیشتری به اوضاع سیاسی کشور است، و مورد بحثم نیست.
نوشته شده توسط محمد در 3:27 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
بیانیه بسیج امیرکبیر + چند لینک پیرامون ماجرای ژنو - اين جماعت همه با بقچه‌ی حمّام آيند

بسم الله العزیز

 

الَّذِینَ یتَّخِذُونَ الْكَافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا

آن‌ها که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب می‌کنند آیا عزت و آبرو را نزد آنان می‌جویند -با این‌که همه‌ی عزت‌ها از آن خداست-؟! (نساء / 139)

 اجلاس ضدنژادپرستی سازمان ملل در ژنو، صحنه‌ی جهانی دیگری بود برای روشن شدن واقعیت‌های حاکم بر دنیا، و رسوایی مستکبرین و صهیونیسم بین‌الملل. و طرفه این‌که این بار آن‌ها خود، مقدمات این شکست‌شان را فراهم کردند! نقشه‌ی دشمنان، به واسطه‌ی رفتار عزت‌مند و باوقار ریاست محترم جمهور –که آمیزه‌ای بود از تدبیر و شجاعت-، چنان شکستی را به دشمن تحمیل کرد که گویی سناریوی ژنو از ابتدا توسط جمهوری اسلامی طراحی شده بود، و عوامل صهیونیسم تنها بازیگران آن بودند!

گرچه وضوح این پیروزی در حدی است که شبکه‌ی آمریکایی سی.ان.ان. را نیز ناچار می‌کند که از دکتر احمدی‌نژاد به عنوان «فاتح ژنو» یاد کند، اما هنوز همه‌ی ابعاد این پیروزی روشن نشده است. نمایندگان برخی کشورهای غربی در ژنو که امروز با پای خود از جلسه‌ی سازمان ملل خارج شدند -در حالی که اکثریت مطلق کشورهای حاضر بی‌اعتنا به آن‌ها، به تشویق رئیس جمهور ما می‌پرداختند-، شاید متوجه شده باشند که این نشانه‌ای است برای اتفاقی بزرگ؛ و دور نیست روزی که ملت‌های آزاده، آن‌ها را مجبور به خروج از صحنه‌ی مدیریت جهان کنند. و مگر جز با خروج آن‌ها از صحنه‌ی مدیریت جهان، عدالت و آزادی و معنویت محقق‌شدنی است؟! و مگر نبرد آخرالزمان را دلیلی جز این است که تا نابود نشدن این مستکبرین، امکان تحقق عدالت جهانی وجود ندارد؟! آری، خروج مستکبرین از جلسه‌ی ژنو، نشانه و مقدمه‌ی خروج‌شان از صحنه‌ی مدیریت جهان است، به لطف خدا.

اما در حال و هوای شعف ناشی از این پیروزی در بین آزادی‌خواهان و مستضعفان جهان، و در شرایطی که مردم کشوری دیگر برای تبریک این اقدام رئیس‌جمهورمان، مقابل سرکنسولگری ایران تجمع می‌کنند، جالب است که در داخل کشور، عده‌ای حتی به اندازه‌ی رسانه‌های صهیونیست نیز انصاف نداشته، و چشم بر واقعیت‌ها بسته و این پیروزی را معکوس گزارش می‌کنند!

ما ابتدائاً به همه‌ی جریانات سیاسی کشور توصیه می‌کنیم که مراقب باشند از دایره‌ی انصاف خارج نشده، و منکر موفقیت‌های بزرگ ایران اسلامی نشوند. اما اگر برق صندوق‌های انتخابات، چنان چشم‌شان را ربوده که امکان عمل به این توصیه را ندارند، توصیه می‌کنیم کمی به میان مردم رفته، و علائق آن‌ها به این مواضع عزت‌مند را ببینند تا متوجه شوند که حتی برای کسب آرای مردم نیز راه اشتباهی را انتخاب کرده‌اند. اکثریت مردم ایران، نه غرب‌زدگان ذلیل، که مسلمانانی اند که در جایی دیگر به دنبال عزت می‌گردند. امت رسول‌الله مانند سران مشرکان طائف نمی‌اندیشند که سنگ زدن چند کودک به نبی اکرم را نشانه‌ی خوار شدن و پایین آمدن شخصیت آن وجود مقدس می‌دانستند.

همه می‌دانند که دیگر آن دوره گذشته است که نسخه‌ی دسته دوم شعارهای تمدن منحط غرب را تکرار می‌کردیم تا خود را مورد پسند آن‌ها کنیم! امروز –همان‌طور که شایسته است- آن‌که در دنیا مدعی است، ماییم! و در این شرایط، مگر باید غیر از خشم دشمن را انتظار داشته باشیم؟ ما به تیره شدن روابط‌مان با مستکبران افتخار می‌کنیم؛ و انتظاری جز این نیز از شاگردان خمینی نمی‌رود. روزگاری امام‌مان گفت «ما نمى‏خواهیم وجاهت در خارج كشور پیدا بكنیم. ما مى‏خواهیم به امر خدا عمل كنیم، و خواهیم كرد» (صحیفه امام، ج‏9 ص 283). و امروز ثمره‌ی آن رفتار، این شده است که بالاترین وجاهت را نیز در خارج کشور کسب کرده‌ایم. دیگر نه تنها ملت‌ها، که برخی دولت‌ها نیز از مشی ما پیروی می‌کنند. همه می‌بینند که در یک سو آمریکا و متحدان غربی‌اش قرار گرفته، و در سویی دیگر جبهه‌ای عدالتخواه به رهبری جمهوری اسلامی ایران.

از دستگاه دیپلماسی کشور متشکریم که هوشمندانه با دست گذاشتن روی رفتار متناقض غربی‌ها درباره‌ی هولوکاست، نقطه‌ی دقیق و مناسبی را برای نشان دادن دروغ بودن ادعاهای نظام لیبرال به جهانیان انتخاب کرد، و طبل رسوایی آنان را از تریبون‌های جهانی نواخت، تا دنیا برای ظهور نظام جدید جهانی، آماده‌تر گردد.

در پایان، خدای متعال را شاکریم که اگر روزی برای پنهان کردن شعارهای امام و آرمان‌های انقلاب در بین مسئولین مسابقه بود، و عده‌ای تلاش داشتند که –به خیال باطل و کوتاه‌اندیشانه‌ی خود- امام را به موزه‌ی تاریخ بسپارند، امروز آن گفتمان خود به موزه‌ی تاریخ رفته، و فضایی بر کشور حاکم است که همه را به سمت نقل خاطره و جملات، و ایجاد انتساب به آن یگانه‌ی عصر برده، و همه تلاش می‌کنند که نشان دهند که ادامه‌دهنده‌ی راستین روح‌الله اند. و چه بهتر از این‌که تلاش همه در راستای طرح گفتمان امام در جامعه باشد، و نسل سوم خود ادعاها را بررسی کند و تشخیص دهد که چه کسانی واقعاً به آن آرمان‌های الهی اعتقاد دارند و نزدیک‌ترند؛

«بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و کینه‌توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می‌دهند و با دلسوزی‌های بی‌مورد و اعتراض‌های کودکانه می‌گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنی‌ها شده است و از چشم غرب و شرق افتاده است! که چه خوب است این سوال پاسخ داده شود که ملت‌های جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی‌ها و شرقی‌ها احترام و اعتبار داشته‌اند که امروز بی‌اعتبار شده‌اند؟! اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین -علیهم السلام- را با دست‌های خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهان‌خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی‌فرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آنها آقا باشند و ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند و ما ضعیف؛ و آنها ولی و قیم باشند و ما جیره‌خوار و حافظ منافع آنها!» (صحیفه امام، ج 21، ص 90).

«بايد هيچ سستى نكنيم و از اين ترس نداشته باشيم كه فلان راديو يا دولت خارجى چه مى‏گويد، راديوها بايد به ما فحش بدهند. آن روزى را كه امريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت! آنها باید فحش بدهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم». (صحیفه امام،ج18،ص242)

 امشب از سوز بهاري كه پر از پاييز است
حرفها دارم از اين دل كه ز خون لبريز است
درد دل‌هايم از آنهاست كه از حق دورند
و از اين عده‌ی خاموش كه گويي كورند
ترسم آن روز كه مردانِ سرانجام آيند
اين جماعت همه با بقچه‌ی حمّام آيند!

چيزي اي قوم نماندست كه در خواب شويد
آي هشدار! قريب است كه گنداب شويد
حرفم اين بود ولا قوّةَ الّا بالله
هر كه مَرد است قدم رنجه كند بسم الله

بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر



------------------------------------------------------------------------------


- چکیده ای از سخنان رئیس جمهور درباره ی اجلاس ژنو، در اجلاس دادستان های کشورهای اسلامی:
  • آنها مي‌خواستند با ارائه تعريف جديدي از نژاد پرستي خود را مدعي آن معرفي كنند. اما براي اولين بار اراده ملت‌ها و دولت‌هاي ازاده بر طراحي‌هاي خبيثانه صهيونيست‌ها غلبه كرد و پيروز شد.
  • دبير كل سازمان ملل از ما خواهش كرد كه سخنراني را به گونه‌اي نرم كنيم كه سر و ته مسئله را سريع به هم بياورند؛ ولي ما در پاسخ به آنها گفتيم يعني شما مي‌گوييد ما از جنايات غزه صحبت نكنيم؟! از حمله به كشورهاي همسايه سخني نگوييم؟! از ترور مردم فلسطين حرف نزنيم؟! از جنايات 60 ساله هيچ نگوييم؟! همه اينها يعني نژاد پرستي اگر اينها در سازمان ملل فرياد نشود، پس كجا بيان خواهد شد؟!
  • آنها در اول جلسه اجلاس ضد نژاد پرستي ژنو وقتي پروژه اول شان براي برهم زدن جلسه ناكام ماند، در گام دوم تلاش كردند تا فضاي اجلاس را با فرياد بر هم بزنند تا كسي نتواند بر ضد جنايات رژيم صهيونيستي حرف بزند.
  • شما كه قادر به تأمين امنيت يك اجلاس كه خود آن را برنامه‌ريزي كرديد نيستيد چگونه مي‌خواهيد امنيت جهان را تأمين كنيد؟!
  • 50 سال است كه شما گوش فلك را با شعارهاي آزادي بيان، دموكراسي، تحمل و تسامح كر كرده‌ و به پيامبر الهي مسلمانان توهين كرديد، وقتي به شما اعتراض شد گفتيد كه آزادي است و بايد تحمل كرد حالا چطور شما نمي‌توانيد سخن مخالف خود را در مجمعي كه خود شما آن را تشكيل داده‌ايد و قوانين آن را تعيين كرده‌ايد 20 دقيقه تحمل كنيد؟!
  • البته ما به گونه‌اي به آنها حق مي‌دهيم چرا كه براي آنها خيلي سخت است كه عده‌اي آئينه‌‌اي را در دست بگيرند و حقيقت سرمايه‌داري غرب و حقيقت چهره‌‌شان را به آنها نشان دهند. اما به آنها مي‌گويم كه اين تازه اول كار است و شما بايد سالهاي بسياري چهره واقعي خود را در اين آيينه مشاهده كنيد.
  • شما 50 سال عادت كرده‌ايد كه زبان تان دراز باشد و گوشهاي خود را بسته نگه داريد، اما بدانيد حالا وقت آن رسيده است كه دهان خود را ببنديد و گوشهايتان را باز كنيد.
  • آينده روشن بشري كه در آن از ظلم تحقير و تجاوز و آدم‌كشي و اشغال و جنايات و انديشه نژاد‌پرستي خبري نيست در انتظار ماست.
نوشته شده توسط محمد در 14:20 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و هفتم دی 1387
پیرامون غرفه مقاومت دانشجویی برای غزه

رفقا برای غزه جلسه گذاشته بودند که چه کار کنند، به نتیجه رسیده بودند که بسیج دانشجویی هر یک از دانشگاه های تهران، در یکی از میادین شهر، غرفه ی مقاومت برپا کند، و ضمن پخش سرودهای مقاومت و شیرینی و شکلات به مناسبت پیروزی مقاومت اسلامی و زمینگیر شدن رژیم صهیونیستی، نشریات تحلیلی توزیع شود، راجع به تحریم کالاهای صهیونیستی تبلیغ شود، نمایشگاه کاریکاتور برپا شود، تومار امضا شود، پرچم های کاغذی کوچک مقاومت آماده و به رهگذران (به خصوص اتومبیل ها و دوچرخه ها) داده شود، کمک مالی جمع آوری شود. و در کنار همه ی این ها -و از همه مهم تر- هم: بحث هایی که به طور طبیعی با مردم پیش می آید.
امروز من هم بودم در غرفه ی دانشگاه مان. به نظرم خیلی کار خوب و بابرکتی بود. و این فواید را داشت:

الف- برای مجریان:
به جز فواید عمومی ای که هر کاری که در راستای اهداف الهی صورت گیرد، دارد ویا هر کاری که جمعی باشد، دارد،
1- آشنا شدن با فضای فکری مردم (غیردانشجوی) جامعه. و بالا رفتن درک و دردمندی.
2- متوجه شدن نقاط ضعف خود، و ترغیب شدن به تحقیق راجع به شبهاتی که نتوانسته اند پاسخ مناسبی برای آن ها ارائه کنند.
3- شنیدن نظرات و جواب های دیگر مجریان به مردم، و استفاده بردن از معلومات و روش برخورد آن ها.
4- روحیه گرفتن، با توجه به همراهی و استقبال بالایی که عموم مردم از این برنامه ها می کردند.

ب- برای جامعه:
1- افزایش اطلاعات رهگذران و گرفتن پاسخ خیلی شبهاتی که به آنها القا شده است.
2- آگاهی یافتن و مصمم شدن مردم در موضوع تحریم کالاهای صهیونیستی که تا کنون برای بیشترشان کلاً مطرح نبوده است.
3- القاء روحیه ی امید و مبارزه به مخاطبان. و تقریب به ایمان به این وعده ی الهی که «كم مِن فئة قليلة غَلبت فئة كثيرة باذن اللّه». یا همان «می شود و می توانیم» خودمان!
4- انتشار موج انقلابی در جامعه. با توجه به این که -درست یا غلط- در جامعه، دانشجو به عنوان قشری دانا و باکلاس شناخته می شود. و جامعه از قشری که آن را باکلاس بداند، الگوپذیری دارد.
5- نشان دادن جلوه ای خوب، مستقیم و واقعی از بسیج دانشجویی و افراد انقلابی. که چند دقیقه گپ زدن با آنها، باطل السحر القائات ضدانقلاب داخلی و خارجی راجع به آن ها ست.
6- نمایش وجود شور و نشاط انقلابی غیردولتی در جامعه. و این که این جریان آرمانخواه، حتی به اقدامات دولت هم راضی نیست. تکلیف سازشکاران که مشخص است!
7- فعال کردن قشرهای خاموش مذهبی. بعضی آدم های مذهبی هستند که در حالت عادی کاری نمی کنند. اما اگر ببینند در جامعه تنها نیستند، چرا.
8- ارتباط گیری بعضی افراد فعال مذهبی با دانشجویان، برای توزیع محصولات فرهنگی دانشجویی که از آنها خوش شان آمده، در مساجد و مدارس و...

چند نکته ی دیگر:
1- امروز بارها دیدم که یک نفر با موضع انتقادی می آمد و بعد از کمی صحبت کردن، می دیدی اش که در گوشه ای به عنوان مبلغ مشغول رساندن پیام ما به کس دیگری است.
2- یک اشکالی که به جنبش دانشجویی حزب اللهی در این سال ها وارد است، همین است که کارهایش محدود شده به دانشگاه. و از انجام کارهای مردمی غافل شده. خیلی ظرفیت ها وجود دارد در این راه! و چه سودهایی برای هر دو طرف.
3- بعضی مردم در بحث تحریم، می گفتند به جای این کارها باید از دولت بخواهید که این شرکت ها را ببندد. ما هم همان جا نامه ی دو روز قبل مان به وزیر صنایع را به آنها می دادیم که بهترین پاسخ بود به این انتظارشان.
4- در محیط دانشگاه، از بس نشریات زیاد است که رغبت کم شده به هر چیزِ خواندنی! اما محصولات دانشجویی در میان مردم با استقبال خوبی مواجه می شوند. رفقای بسیج شریف جزوه های خوبی آماده کرده بودند که توزیع شان می کردیم. بعضی ها می آمدند می پرسیدند که سری کامل نشریاتی که می شده بگیرند را گرفته اند یا هنوز چیزی هست!
5- دو-سه هفته پیش هم که جلوی دفتر حافظ منافع مصر تجمع بود، گفتیم تا بچه های دیگر دانشگاه ها برسند، در پیاده رو خیابان شریعتی راه برویم و شعار بدهیم. آن هم بازتاب خوبی داشت. در تجمع پارسال جلوی قوه ی قضائیه برای اعتراض به اهمال در مبارزه با مفاسد هم که استقبال مردم، فوق العاده بود.
6- بیشترین بخشی که مردم از آن استقبال می کردند، سبد تحریم بود. امروز محصولی از کارخانه ی مواد غذایی Kent ترکیه را در سبد تحریم گذاشته بودند. به دوستان تذکر دادم که این کارخانه را تا حالا کسی به عنوان حامی صهیونیسم معرفی نکرده. به خصوص با توجه به این که خیلی از محصولات آن در مغازه ها هست، اگر مطمئن نیستید، از اینجا خارج اش کنید. گفتند نه مطمئن ایم! الآن دوباره جستجو کردم. فکر می کنم علت اشتباه دوستان را فهمیده باشم؛ مارک Kent (سیگار آمریکایی) را در لیست تحریم دیده اند، و فکر کرده اند که این Kent همان Kent است!
7- بعضی مردم می آمدند به دولت (حکومت) غر می زدند. و وقتی می دیدند برخلاف انتظارشان ما خود را مسئول دفاع از وزارت بازرگانی، صدا و سیما، مجلس، وزارت امور خارجه، قوه ی قضائیه و... نمی دانیم، و در بعضی عدول ها از موضع انقلاب اسلامی ما از آنها بیشتر شاکی هستیم
، امیدوار می شدند. حتی یک نفر جدی جدی پرسید اگر موضع تان این است، پس چطور به شما مجوز داده اند که غرفه بزنید؟!
8- جا دارد از همه ی رسانه ها که هیچ گزارشی از غرفه های مقاومت امروز منتشر نکردند هم تشکر کنیم! تقصیر خودمان هم هست البته. حداقل اش این بود که چند تا عکس از حلقه بحث های شلوغ با موبایل مان می توانستیم بگیریم که!
9-
یک مطلب جالب هم بگویم و تمام: به یکی از دوستان زنگ زده بودم که آن سبد کالاهای صهیونیستی که برای فلان نمایشگاه جمع کرده بودید را هنوز دارید؟ گفت نه، مصرف شان کردیم!! (البته شوخی می کرد ها!)

گفت که:
لمع البرق من الطور و آنست به
فلعلّی لک آتٍ بشهابٍ قبسِ*
چند پوید به هوای تو به هر سو حافظ
یسّر الله طریقاً بک یا ملتمسی

*: نگران قافیه نداشتن شعر حافظ نباش! عرب ها در لهجه ی عامیانه، کلماتی که آخرشان کسره یا ضمّه باشد را "ی" و "و" می خوانند.

--------------------

بعد التحریر 1 :
این که الآن دانشجویان وسط فصل امتحانات اند را فقط برای این که ریا نشود، ننوشته بودم ها!

بعد التحریر 2 :
راجع به نکته ی 6 مذکور در بالا؛ در یک لیستی که اخیراً مسلمانان ترکیه منتشر کرده اند، شرکت مواد غذایی Kent را به دلیل این که شرکت انگلیسی
Cadbury Schweppes Plc سهام آن را خریده است، جزء لیست تحریم قرار داده اند. البته آن ها مبنای شان این بوده که یک شرکت، اسرائیلی، آمریکایی یا انگلیسی باشد.

نوشته شده توسط محمد در 1:0 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و چهارم دی 1387
تشریح 7 خوان مبارزه با کالاهای صهیونیستی - نامه به وزیر صنایع
تشریح 7 شبهه و مانع در راه مبارزه با کالاهای صهیونیستی
در نامه ی بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر به وزیر صنایع


«إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»

جناب آقای مهندس محرابیان
وزیر محترم صنایع و معادن
سلام علیکم؛
دستور انقلابی و شجاعانه‌ی شما مبنی بر تعلیق فعالیت و تبلیغ شرکت‌های مظنون به ارتباط با صهیونیست‌ها، باعث مسرت دانشجویان و مردم مبارز ایران گردید. وظیفه‌ی خود دانستیم ضمن تشکر صمیمانه از اقدام مهم و مناسب شما، چند نکته را یادآور شویم...
...این نگرانی وجود دارد که این فشارها، شما را از اقدام اثر‌گذار و جدی بازدارد. و به جای پرداختن به کالاها و شرکت‌های بزرگ، به برخی شرکت‌های خرد و بی خاصیت بپردازید. و به جای توجه به بازار داخلی، مانند وزارت محترم خارجه، خدمات و کالاهایی را مد نظر قرار دهید که نشان Made in Israel خورده باشند!
مطمئن باشید که شرکت‌هایی که نه تنها تا کنون فعالیت کرده‌اند که بعضاً با برقراری ارتباط با برخی رجال سیاسی و آقازاده‌هاشان، و استفاده از حمایت اشخاص فاسد ذی‌نفوذ، امتیازاتی ویژه هم به دست آورده‌اند، از هر تلاشی برای به نتیجه نرسیدن اقدام شما دریغ نخواهند کرد. و آنچه باعث شده است از سال 1369 تا کنون ماده 8 قانون حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین به اجرا نیاید، علی رغم صراحت و جامعیت نسبی آن، وجود همین اقشاری است که با بهانه‌های واهی مانع انجام عملی آن شده‌اند. اینان موانع و شبهات زیادی در مسیر ایجاد خواهند کرد و به نوبت، آن‌ها را به صحنه خواهند آورد. رستمی باید برای عبور از هفت خوان‌شان! اکنون به اختصار، و به صورت نمادین، برخی شبهاتی که تا کنون شنیده‌ایم را به عنوان «7 خوان مبارزه با کالاهای صهیونیستی» یادآوری می‌نماییم...

متن کامل نامه + +
نوشته شده توسط محمد در 22:13 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و یکم دی 1387
بیانیه بسیج امیرکبیر - سران عرب روی عمرسعد را سفید کرده اند
باسمه تعالی

«آيا هنگام آن نرسيده است كه براي اسلام و مسلمين احساس خطر كنيد؟ آيا هنگام آن نرسيده است كه به واجب نهي از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنيد؟ آيا عرصه‌ي ديگري عريان‌تر از آنچه در غزه و فلسطين در جريان است در همدستي كُفار حربي با منافقان امّت براي سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكليف كنيد؟» (رهبرعزیز انقلاب- 8 دی 1387)

در آستانه­ ی عاشورای حسینی، بار دیگر یزیدیان زمان، یاد و خاطره­ ی کربلا را در غزه زنده کردند، و به قتل عام ملتی محاصره شده پرداختند که مرگ باعزت را در برابر زندگی باذلت برگزیده است. ملتی که جرمش این است که "حماسه" و "جهاد اسلامی" را بر "فتح"های دروغین و پوچ ترجیح داده است. ملتی که باید امروز داغدار صدها شهید باشد، چراکه در برابر تمام فشارها، و کمبود غذا و دارو و برق و گاز سر خم نکرده است.

صهیونیست­ های جنایتکار که وارثان برحق دشمنان مسیح (ع) اند، در ایام میلاد آسمانی­ اش، ملتی را به صلیب کشیدند. و سران خائن برخی کشورهای اسلامی، در ایام عزای اهلبیت رسول خدا (صلّی­ الله علیه و آله) با بستن راه امکانات اولیه بر ملت مظلوم غزه، روی جد خود عمر سعد را سفید کرده ­اند!

امروز افکار عمومی جهان به این سوال فکر می­ کند که چه رازی است در همزمانی فرود هواپیمای خط قاهره-تل ­آویو(!) وزیر خارجه­ ی رژیم صهیونیستی، و برخاستن جنگنده­ های اف-16 از آن فرودگاه برای به خاک و خون کشیدن غزه؟!

امروز برای ملت­ های مسلمان مسجل شده است که تا فرعون نامبارک مصر به ملاقات سلف ملعونش انور سادات فرستاده نشود، فلسطین آرامش را ملاقات نخواهد کرد.

و از برکت خون مظلومین غزه، آن روز دور نیست انشاءالله.
سنت تاریخ است که خون مظلوم نفاق ­ها را آشکار کند و پایه­ های ظلم را ویران. آن­که امروز محاصره شده و نفس­ های آخر خود را می­ کشد، نه ملت غزه که حکومت­ های جائر و جنایتکار منطقه ­اند. و آن­که تیرهای نهایی بر پیکرش وارد می­ شود، نه مردم دلاور غزه، که لیبرال دموکراسی غرب و کاغذپاره ­های مدعیان حقوق بشر است.

خون مطهر مظلومین، راه و بی­راه را مشخص، و حاکمان ظالم را در خود غرق خواهد کرد. امروز به تعبیر خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس «انقلاب اسلامي در ايران، نهضت فلسطين را به بستر اصلي كشانده است و راه حسين (ع) را پيش روي مردم فلسطين گشوده است». و به قول امام(ره) «خوشا به حال مجاهدان، خوشا به حال وارثان حسين عليه السلام».

شمارش معکوس برای پایان عمر غده­ ی سرطانی منطقه و حکومت­ های خائن عربی شروع شده است. «انّ موعدهم الصبح الیس الصبح بقریب»

...بعد از این با لب شمشیر سخن خواهد بود
جامه‌ام تا شب معراج، کفن خواهد بود

با خدا صحبت اگر در دل شب خواهم کرد
در مناجات خودم تیغ طلب خواهم کرد

تیغ، رمزی‌ست که مردان خطر می‌دانند
صاحبان عَلَم و اسب و سپر می‌دانند

تیغ‌مان باز اگر عزم به جولان گیرد
سر خصم است که بر بازی چوگان گیرد

عاقبت تیغ دودم کار خدا خواهد کرد
آسمان سجده به پیشانی ما خواهد کرد...

بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
نوشته شده توسط محمد در 0:35 | | لینک به این مطلب